X
تبلیغات
دانشجویان در تبعید دانشگاه مذاهب اسلامی - اخبار دانشگاه

دانشجویان در تبعید دانشگاه مذاهب اسلامی

تسلیت به یک همکلاسی

انالله و انا الیه راجعون

با خبر شدیم مادر دوست عزیزمان سید حجت نبوی ثالث به رحمت خدا پیوسته اند .

تبعیدی ها این مصیبت را به آقای نبوی تسلیت می گوید .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 12:35  توسط تبعیدی  | 

در نقد نوشتار قبلی !

نظرات وبلاگ همیشه برایم جالب بوده و حاوی نکات بسیار بدیع و تازه ، امروز که بعد از مدت ها فرصت کردم نظرات رو مشاهده کنم یکی از دانشجویان واحد خواهران نظری در نقد مطلب قبلی ارسال کرده بود البته به صورت خصوصی و خواسته بود که منعکسش کنم !

  بدون هیچ کم و کاستی این نظر رو عینا منتشر می کنم :

سلام توروخدا بس کنید این حرفا چیه که داخل وبلاگتون می نویسید مسولین واحد خواهران اینقدر محترم هستن که من به جای اون خواهری که این مطلب رابراتون فرستاده دارم آب میشم نکنید . یه بارم که شده عدالت رو رعایت کنید راستشوبگین نه راستی روکه خودتون قبول دارین مسولین واحد خواهران از مدیر تا آبدارچی همشون آدمهای مهربون وبا شخصیت وقابل احترامی هستن من که ترم 5 هستم از دانشجویان خواهر بدی دیدم ولی از آموزش ومسولین دانشگاه خداشاهد باشه اصلا اگه قصدتون اینه که حق رلو انعکاس بدین این مطلب را حتما درج کنید...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 14:17  توسط تبعیدی  | 

تسلیت به همکلاسی

باخبر شدیم که مادر محترمه هادی کرمی دانش آموخته تاریخ اسلام ورودی 1382 دارفانی را وداع گفته اند.

تبعیدی ها این ضایعه را به هادی کرمی تسلیت میگوید.

هادی جان ، انشاء الله غم آخرتان باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 18:5  توسط تبعیدی  | 

پاسخ به سوال یک دوست ...

امروز بعد از مدت ها به قسمت نظرات مدیریت وبلاگ سری زدم و با این سوال مواجه شد م!

سلام

من از همتون کمک میخوام
من هم فقه و حقوق امامیه تهران قبول شدم البته دانشگاه مذاهب
هم علوم آزمایشگاهی شاهرود البته آزاد
موندم کدوم رو برم
خودم آزمایشگاه رو دوست دارم
اما توروخدا بگید چرا دانشگاتون بد هست
تا خانوادم رو راضی کنم

به صورت اختصار باید در پاسخ به این سوال به چند نکته اشاره کنم ،

1- ما هرگز نگفتیم دانشگاه مذاهب دانشگاه خوبی نیست ! بلکه سخن ما این است که " دانشگاه مذاهب اسلامی در رسیدن به هدف وحدت اسلامی بین دانشجویان کاملا شکست خورده است "

2-  اگر به شما گفته اند شما بورس خواهید شد !!!

بعد از تحصیل استخدام خواهید شد !!!

احتمالا اگر تعهدی برای بعد از تحصیل و برای اشتغال در سازمان های عریض و طویل دیگری از شما گرفته اند و...!!!

باید بگوئیم این ها دروغ بوده و شما را فریب داده اند چنان چه تعداد زیادی از دوستان ما را فریب دادند .

3 - بیشتر دانشجویان دانشگاه مذاهب به علت مدیریت نادرست از همان سال اول برای قبولی در دانشگاه تهران و برای یک رشته غیر مرتبط فعالیت می کنند ، حقوق جزا گرفته تا علوم سیاسی و فلسفه غرب ، اگر قبولی های ارشد این دانشگاه را نگاه کنید آمار سر به فلک میکشد ولی اگر بدانید این دانشجویان از چه رشته هایی در دانشگاه های معتبر کشور پذیرفته شده اند شما هم حرف بنده را تصدیق خواهید کرد !

4 - و نهایتا این که دوست عزیز با چشمانی باز انتخاب کنید ، نکند که بعد از پذیرش در دانشگاه مذاهب اسلامی بر خود و دیگران نهیب بزنید که ای کاش سربازی میرفتم !!! اگر به رشته فقه و حقوق علاقه دارید به این دانشگاه بیائید ، قدمتان روی چشم آقای بی آزارشیرازی و طالبی مدیر مالی دانشگاه !

باز میگویم دانشگاه مذاهب ، دانشگاه بدی نیست بلکه در رسیدن به اهدافش شکست خورده است .

والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 0:40  توسط تبعیدی  | 

فعالیتی دوباره ...

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات دوستان

انشاء الله به زودی زود این وبلاگ دوباره به روز خواهد شد ، با اخباری تازه و تحلیل هایی نو .

منتظر نظرات دوستان دانشگاه مذاهبی هستیم .

یکی از دوستان خواستار حذف وبلاگشان از قسمت پیوندهای وبلاگ شده بودند که این کار انجام شد .

قطار تبعیدی ها مسافرکشی می کند منت کشی نمی کند !

این هم اقتباس از برادر حسین قدیانی که گفته بود قطار انقلاب مسافرکشی می کند ولی منت کشی هرگز!

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 17:52  توسط تبعیدی  | 

کوچه محلی برای حضور مذاهبی ها!

خوشحالم از این که چه دانش جویان و چه دانش آموختگان دانشگاه مذاهب با ورود به دنیای مجازی توانسته اند چهره ای شاداب از این دانشگاه ارائه کنند.

دوست عزیزم امیر باعثی که ید طولایی در فضای مجازی دارند و مثل ما ناشی و تازه کار نیستند سایتی به نام کوچه راه اندازی کرده اند.

ایشان در قسمت پیام های وبلاگ از بنده خواسته اند که این سایت رو برای دوستان معرفی کنم.

بنده قسمتی از پیام امیر خان رو که در معرفی کوچه برای این حقیر ارسال کرده اند رو در وبلاگ قرار میدم.

انشاءالله دوست عزیزم معرفی تفضیلی این سایت رو برای بنده ارسال کنند تا در وبلاگ قرار بدم.

از دوستان عزیز میخوام که با مراجعه به این سایت زنده و فعال با دوستان قدیم و جدید خود در ارتباط باشند.

در ضمن از عزیزان مذاهبی میخوام که نظراتشون رو فقط در قسمت پیام های وبلاگ برای بنده بفرستند.

چون خیلی وقته که سری به ایمیل نمی زنم.

سایت کوچه زیر نظر من اداره میشود و دارای چند انجمن در زمینه تاریخ ، ادبیات، فلسفه و ... می باشد.
مهم ترین انجمن این سایت که انگیزه بنده برای تاسیس سایت هم بوده، انجمن دانشگاه مذاهب می باشد. در حال حاضر چند تن از بچه های دانشگاه در سایت عضو هستند، ولی به خاطر اینکه توانایی اطلاع رسانی را ندارم، نمیدانم چگونه میتوانم مابقی دوستان را نیز مطلع کنم.
خواهشمندم که شما این زحمت را بکشید، تا در محیطی آرام، جوی صمیمی را داشته باشم و در یک دنیای مجازی سال های سال، با هم باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:23  توسط تبعیدی  | 

تسلیت به استاد

با تاسف مطلع شدیم همسر گرامی استاد بی آزار شیرازی دار فانی را وداع گفته اند.

مدیریت وبلاگ تبعیدی ها این مصیبت را به استاد گرامی و نیز آقای یوسف بی آزار شیرازی که دراین مصیبت مادر گرامیشان را از دست داده اند تسلیت می گوید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 10:40  توسط تبعیدی  | 

انتقاد از مدیریت وبلاگ

دوستان عزیز

سلام

مطلبی که در پی می آید متن ارسالی یکی از دوستان بزرگواری است که به ایمیل وبلاگ ارسال شده است.

بنده با تقدیر و تشکر از این دوست گرامی از این که به مطالبی اشاره کرده اند که بنده به صحت آن ها ایمان دارم و به خاطر این که فضای وبلاگ فضایی صمیمی گردد عین مطلب ارسالی این دوست بزرگوارمان را در وبلاگ قرار می دهم

امیدوارم که قدمی در راه وحدت اسلامی آن چنان که مرضی خاطر خداوند متعال و رهنمودهای رهبری عزیز می باشد برداشته باشیم.

انشاء الله

بسم الله الرحمن الرحيم

إليه يصعدالکلم الطيب و العمل الصالح يرفعه (فاطر/10)

      با سلام و درود بر محمد و آل­محمد (ص)

      خسته نباشيد...

      وقتي که با خبر شدم چنين وبلاگي شروع بکار کرده است، خوشحال شدم و به دوستان گفتم حرکت جديدي در دانشگاه و دانشجويان مذاهب اتفاق افتاده و در مرحله اول اين خوب است.اما با گذشت ماها از

آغاز اين حرکت، شاهد هستم که کمي اين حرکت به سمت کجروي و دورشدن از اصل خود وآنچه که مي­توانست باشد، رفته و برخود لازم دانستم نکاتي را با شما در ميان بگذارم:

1-   وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي يک تاکتيک و سخن صرفا سياسي و سياستي نيست، ودلايل اين سخن نيز کاملا روشن و آشکار مي­باشد.بلکه اين موضوع برگرفته از تفکر و انديشه مردي است که در ضميرش اسلام واقعي و ناب محمدي(ص) به وضوح تبلور وجلوه روشن دارد، و ادامه­دهنده اين تفکر رهبري آگاه و فرزانه است که در ديدار هيئت­امناء دانشگاه مذاهب با ايشان مي­فرماييد:"شما بايد در مسير نظريه­پردازي در موضوع تقريب گام برداريد و اين دانشگاه مي­تواند به خوبي جلوتر از دانشگاه الازهر مصر در سطح جهان اسلام باشد."

اين سخن و بيان آگاهانه از رهبر و کسي که در جايگاه ولايت­فقيهي اين جامعه اسلامي است چه معنايي دارد؟ ايشان با اين بيان بدنبال چه چيزي هستند؟ دانشگاه مذاهب اسلامي در برابر اين سخن بايد چه کار کند؟ دانشجويان اين دانشگاه در اين سخن در چه جايگاهي هستند؟ وظيفه دانشجويان، اساتيد، مديران اين دانشگاه و.... در برابراين سخن چيست؟ وسوالات ديگر که مطرح مي­شود.....

حال شما و دوستاني که در بحث تقريب ادعا نقد و انتقاد در اين موضوع را داريد، و هميشه خود را پرچم­دار انتقاد به مسئولين و روند تقريب در دانشگاه مذاهب اسلامي مي­دانيد! در برابر اين سخن رهبر انقلاب چه وظيفه­اي داريد؟ تا بحال به اين فکر کرده­ايد؟ هنوز مي­خواهيد مثل خيلي­هاي ديگر فقط نقد کنيد و بحث تقريب و وحدت را زير سوال ببريد ولي هيچ­گونه حرف و انديشه­اي براي اين موضوع نداشته باشيد؟ يا اينکه شما هم حرفي براي روش درست تقريب بين مذاهب غير از آنچه که دانشگاه مذاهب ارائه داده و مسئولين آن دارند، داريد....

مقام معظم رهبري با اين بيانشان تکليفي را براي همه نه تنها دانشگاه و مسئولين آن، بلکه حتي دانشجويان و اساتيد را نيز در نظر دارند و شما که نقد مي­کنيد بايد بدانيد که نقد صحيح اين است که علاوه بر انتقاد، مقابل آن، که به نظرتان درست است را نيز بايد طرح کنيد.... و در اين مسير کاري به اينکه دانشگاه مي­خواهد يا نه، نداشته باشيد، بلکه حرفتان را براي روش درست تقريب بين مذاهب که لازمه جهان اسلام در حال حاضر است را مطرح کنيد ومن فکر مي­کنم اين همه انتقاد و... بس است، و

با توجه به تأکيدات مکرر مقام رهبري بر مسئله وحدت و تقريب بين مذاهب، ما بعنوان دانشجويان و فارغ­التحصيلان اين دانشگاه و مخاطبان اصلي سخن رهبري، بايد در مسير نظريه­پردازي تقريب بطور جد وارد شويم و....

1-   در خصوص برخورد نگهبان با فارغ­التحصيلان، من که خودم يکي از کساني هستم که با برخوردهاي تند مواجه بوده­ام، معتقد هستم برخورد يک نگهبان با دانشجو و فارغ­التحصيلي صرفا يک عملکرد ناپسند و غير اخلاقي يک نگهبان و... است و هيچ ربطي به مديريت و مسئولين دانشگاه و يا اهداف و سياست­گذاري­هاي اين دانشگاه ندارد و نخواهد داشت، بلکه اشتباه و تقصيري است که از طرف يک نفر (نگهبان) سر زده­است، و اين هم قابل بخشش است چرا که ما بنده خدا و معصوم از اشتباه نيستيم، و خدا را شکر که حداقل در مورد من آن فرد (نگهبان) عذرخواهي کرده است.

حال شما که به اين موضوعات پرداخته­ايد و سمت وسوي وبلاگتان به اين نوع موضوعات بيشتر توجه کرده است بايد بدانيد که اگر خواسته­ايد با اين نگاه و تفکر حرکتي را در دانشگاه داشته باشيد، کاملا اشتباه رفته­ايد و اگر خواستيد اخبار درون دانشگاه را مطرح کنيد، پس حتما مي­دانيد بسياري از اتفاقات در دانشگاه افتاده که جوانب مثبت آن بسيار بالاتر و ارزشي­تر است که شما هيچ توجه­اي به آن نداشته­ايد و اين هم نادرست است و شايسته نيست.

2-   پيشنهاد مي­کنم کمي در اصلاح نوع ديد و نگاهتان دقت کنيد، و فضاي کلي وبلاگتان را تغيير دهيد و اگر پايبند به اصول و مذهب وپيروي از رهبر و ولايت­فقيه هستيد که حتما همين طور است، پس براي عملي کردن و اجرا شدن و نهادينه­کردن بيان و انديشه و تفکر رهبري در  دانشگاه و جامعه اسلامي ايران و حتي جهان اسلام در موضوع وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي بياييد حرکتي نو و آغازي دوباره داشته باشيم، و همه را به سوي اين حرکت با رهبري ولي­فقيه حضرت آيت­الله خامنه­اي(دامت­برکاته) دعوت کنيم. إن­شاء­الله

-        ( اين سخن موجز و مختصر است که اگر خواستيد مي­توان بيشتر به آن پرداخت.)

-        اگر تمايل داشتيد و روحيه انتقادپذيريتان را خواستيد نشان دهيد، اين مطالب را در وبلاگتان قرار دهيد.

     از خداوند متعال براي شما و تمامي پيوندي­هايتان و اين حقير آرزوي توفيق روزافزون و ثبات­قدمي در مسيرمان در سايه اهل­بيت(ع) را خواستارم.

 

......................................................يار ياورتان باشد ..........................................................

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 19:8  توسط تبعیدی  | 

غزه در خون و آتش و رسالت دانشگاه مذاهب اسلامی و دانشجویان این دانشگاه

بسم رب الحسین

چند روز پیش که همایش اجتهاد در دنیای معصر برگزار گردید آقای هاشمی سخنانی را فرمودندکه ما در وبلاگ به آن پرداختیم.

قضیه اجتهاد آقای بی آزار

علامه بودن ایشان

بحث شورای فقهی و مرجعیت علمی ائمه همه و همه می توانند موضوع نوشته باشند

ولی ما در مقابل نوشتار و گفتارمان مسئولیم

اگر فردا ازما بپرسند به شما چه که بی آزار اجتهاد دارد یا نه و اصلا شما سواد اجتهاد دارید که این گونه سخن می گوئید چه بگوئیم؟

قصد رد و ابطال موضوعی و یا اثبات آن را ندارم ولی

برادران

ایام ایام محرم است و برادران مسلمان ما در غزه قتل عام می شوند

اگر در این حین ما بیائیم و از مسائل پوچ و بی ارزش سخن گوئیم آیا در مقابل وجدان و بالاتر از آن در مقابل خدا مسئول نخواهیم بود؟

انشاءالله در وقت مقتضی به نقد مسائل موجود در دانشگاه خواهیم پرداخت ولی الان وقت کار دیگری است و اصلا فلسفه وجودی دانشگاه مذاهب اسلامی برای اتحاد مسلمانان در اقصی نقاط جهان است

دانشگاه مذاهب دیروز طی اقدامی مثبت در میدان فلسطین تهران در اعتراض به جنایات صهیونیست ها در غزه اجتماع باشکوهی تشکیل داد بنده از این طریق از کلیه کسانی که این تجمع را سامان دادند تشکر می کنم.

بيانيه‌ي دانشگاه مذاهب اسلامي در محكوميت جنايات غزه

در پي حوادث فاجعه‌آميز و كشتار مردم مسلمان و بي‌دفاع غزه، دانشگاه مذاهب اسلامي بيانيه‌اي به شرح ذيل صادر كرد:

« بسم‌الله الرحمن الرحيم

امروز امت اسلامي شاهد ددمنشانه‌ترين جنايات دشمن سفاك در سرزمين قبله‌ي اول مسلمين است. بي‌شك اين جنايات بدون حمايت استكبار جهاني و زورگويان عالم امكان‌پذير نيست كه از اين روسياهان تاريخ نيز بيش از اين نبايد انتظار داشت و قطعا دل بستن و اميد داشتن به انجام حركتي در راستاي دفاع از مردم غزه از سوي سازمان‌هاي بين‌المللي و شوراي امنيت خيالي بيش نيست و امروز كه در شرف شصتمين سالگرد تصويب كنوانسيون حقوق بين‌المللي بشردوستانه هستيم، صحنه‌ي غزه معيار مناسبي است براي سنجش صداقت و پايبندي به قوانين بين‌المللي و اما آن چه كه امروز پيش از همه دل‌هاي مسلمانان و آزادي‌خواهان را به رنج مي‌آورد، سكوت مرگ‌بار آن چه كه امروز پيش از همه دل‌هاي مسلمانان آزادي‌خواهان را به رنج مي‌آورد، سكوت مرگ‌بار دولت‌هاي اسلامي است. آيا وجود بيش از 57 كشور در سازمان كنفرانس اسلامي و مجاور بودن كشور مصر با مردم مظلوم غزه بهانه‌اي براي امدادرساني نكردن به آن‌ها باقي مي‌گذارد؟ آيا از كشور قطر به عنوان يك كشور عربي و اسلامي و رييس سازمان كنفرانس اسلامي در حد صدور بيانيه بايد انتظار داشت؟ مسوولان، اساتيد و دانشجويان شيعه و سني دانشگاه مذاهب اسلامي ضمن ابراز همدردي با مردم مسلمان و بي‌دفاع غزه و ضمن محكوم كردن جنايات دشمن غاصب، آمادگي خود را براي كمك‌رساني به آن‌ها اعلام مي‌كند.

هم‌چنين از علما، انديشمندان، دانشجويان و ملت‌هاي بيدار اسلامي انتظار دارد تا با صدور بيانيه و انجام فعاليت‌هاي عملي، گام‌هاي موثري را براي پاسخگويي به جنايات دشمن تا دندان مسلح صهيونيست بردارد، قطعا پاسخ به نداي ياللمسلمين مردم غزه وظيفه‌ي شرعي و اسلامي تمامي مسلمانان است.»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 11:24  توسط تبعیدی  | 

در حاشیه همایش اجتهاد در دوران معاصر:

این روز ها برای دانشگاه مذاهب اسلامی روز های بسیار مهمی است .

شاید تعدادی از دوستان متعجب شوند و بپرسند مگر چه شده که اینگونه با صراحت حکم می دهم و بر مهم بودن امری در تاریخ دانشگاه مذاهب صحه می گذارم.

همایش اجتهاد در دوران معاصر که به همت دانشگاه مذاهب اسلامی و در تالار علامه امینی دانشگاه تهران بر گزار می شود اینک با سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در جریان هست.

آقای هاشمی در این سخنرانی به نکات مهمی اشاره کرده اند و البته این سخنان در لسان اشخاصی مثل آقای بی آزار شیرازی و آقای واعظ زاده دارای سابقه می باشد :

"زماني كه بسيار جوان بودم و در درس آيت‌الله بروجردي شركت مي‌كردم ايشان مي‌گفتند چرا بر سر خلافت با اهل سنت دعوا مي‌كنيد كه متعلق به زمان گذشته است. بايد روي مرجعيت اهل بيت بحث كنيد كه موضوع روز است. "

"امام (ره) اكنون جايگاهي در جامعه دارد كه وقتي ايشان چيزي گفته، بسياري از شخصيت‌هاي فقهي به خودشان اجازه نمي‌دهند خلاف آن را بگويند، در قرن چهارم تا ششم و هفتم هم شيخ طوسي اين شرايط را در جامعه پيدا كرده بود؛ گرچه تفقه وجود داشت ولي مبنا و محور، حرف‌هاي شيخ طوسي بود"

بنده به صورت سلسله وار به مسائلی که در سخنان آقای هاشمی و نیز بزرگانی چون آقای بی آزار و آقای تسخیری و ... مطرح شده است پرداخته ام. از جمله سلسله مطالبی با عنوان تقریب چرا و چگونه؟ به فلم آقای موسی وند. ایشان در این نوشته به این شبهه پاسخ داده اند که آیا آیه الله بروجردی قائل بوده اند که در این زمان فقط باید به مرجعیت علمی ائمه اکتفا نمود و سخن از مرجعیت سیاسی آنان به میان نیاورد؟

آيا ائمه عليهم السلام فقط بيانگر احكام هستند؟

و این که آقای هاشمی می فرمایند که بسیاری از شخصیت های فقهی به خود اجازه نمی دهند که خلاف آراء فقهی امام را بگویند !!! از طنز های فاحش می باشد.

کتابی با عنوان اختلاف فتاوای بین امام و رهبری تنظیم شده که در این کتاب به صدها مورد از این اختلافات اشاره شده و در صورتی که اگر مجتهدی عین سخنان مجتهد دیگر را بگوید و به خود اجازه اجتهاد ندهد دیگر مجتهد نیست . امروزه امثال محمدرضا خاتمی از انتقاد به آراء و نظرات اجتهادی امام سخن می گویند چه برسد به علما و مجتهدینی که نه تنها در زمان حال بلکه در زمان حضرت امام (رض) نیز با ایشان اختلاف در فتاوای فقهی داشتند و حتی امام بعضی از استفتائاتی که از ایشان می شد به اشخاصی مثل آقای منتظری ارجاع می دادند حال چگونه و در کدام زمان و مکان چنین مجتهدی پیدا شده که جرات  اظهار نظر به خود نمی دهد؟ باید آقای هاشمی ما را هدایت کنند! 

مشروح فرمایشات آقای هاشمی در سایت فارس نیوز :

حرف هاي تازه هاشمي رفسنجاني درباره اجتهاد، تقليد و مرجعيت

البته باید گفت که برگزاری چنین جلساتی آن هم از سوی دانشگاه مذاهب اسلامی باعث امیدواری است زیرا به این نتیجه می رسیم که رکود مطلق در دانشگاه حاکم نیست و تلاش هایی در جهت غنی شدن وضع علمی و فرهنگی دانشگاه  در جریان است ولی حداقل بنده این جریان رو در جهت تدوین استراتژی تقریب و وحدت اسلامی که رهبر عزیز بدان توصیه نموده اند نمی بینم.


جالبترین حاشیه این همایش را می توان لقبی دانست که آقای هاشمی به آقای بی آزار اعطا کرد : علامه بی آزار شیرازی .

البته ما بخیل نیستیم ولی نمی دانیم ایشان در چند علم از علوم دینی متخصص هستند که اینگونه از سوی آقای هاشمی لقب علامه دریافت می کنند!

قابل توجه دانشجویانی که سال قبل در دفاع از حریم اجتهاد و مرجعیت نسبت به اجتهاد استاد بی آزار شبهه وارد کرده بودند و امروز باید تاوان علامه بودن ایشان را نیز بدهند !

بیچاره ها !!!

حاشیه دوم : نحوه برخورد تیم حراست آقای هاشمی با دانشجویان ومیهمانان مدعو انسان را به یاد این شعر شاعر والامقام می انداخت :

گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد                 جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست !

چند سال پیش نیز آقای هاشمی درست یک سال مانده به انتخابات دور نهم ریاست جمهوری به اردوگاه باهنر تشریف آوردند و آنجا تیم حراست ایشان آنقدر کامپیوتر بسیج را روشن خاموش کرده بودند ( تا شاید یک عضو القاعده و یا تروریستی از جدایی طلبان باسک در آن تعبیه نشده باشد!) که دیگر امیدی به رایانه ( رایانه گفتیم که دل حداد را نشکسته باشیم)نمانده بود !

تا بعد !

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 15:18  توسط تبعیدی  | 

ملاقات دانشجویان دانشگاه مذاهب با امام و اخباری مختصر از دانشگاه !

سلام دوستان عزیز

مطلع شدیم که دو روز پیش امور دانشجویی دانشگاه مذاهب کارت های ملاقات با رهبر معظم انقلاب را در امور دانشجویی بین دانشجویان دانشگاه پخش کرده است.

تعداد زیادی از دانشجویان بنا به اطلاعات واصله در این ملاقات شرکت کرده اند.

خیلی خوشحالیم که مسئولین دانشگاه احساس تکلیف کرده و بعد از مدت ها ی مدیدی که از درخواست ملاقات خاص دانشجویان دانشگاه مذاهب با رهبر عزیز می گذرد رضایت به دیدار عمومی این دانشجویان همراه با دانشجویان سایر دانشگاه ها با آقا دادند.

البته نکته مهم این دیدار رایزنی مسئولین دانشگاه با مسئولین امر بوده که تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه توانسته اند در این دیدار شرکت کنند.

خدا را شکر.

یکی از برادران عزیز با نام اختصاری ع . ط  پیام جالبی گذاشته اند:

می بینم که بریدین و مثل پارسال دیگه نا ندارین گویا دیگه چیزی ندارین بنویسین!پس کجا رفت اون هم تک وپزی که میدادین؟ کجا رفت اون همه ادعاها، چیه دیگه چیزی ندارین بنویسین؟

در پاسخ به این دوست عزیزمان باید بگوئیم که ما اخبار و مطالب زیادی داریم که در وبلاگ قرار بدیم ولی بعضی از این اخبار رو به مصلحت جو عمومی دانشگاه نمی دانیم وگرنه لحظه به لحظه گزارشات امور و مسائل دانشگاه از اساتید و دانشجویان و ... به ما می رسد.

یک نمونه از این اخبار حضور آقای رافعی در کوی دانشگاه تهران و سخنانی که در مورد دانشگاه و مسائل جاری در دانشگاه فرموده اند !

این مختصر برای کسانی که فکر می کنند ما از اوضاع اطلاع نداریم کافی است . یکی از دوستانی که در آن جلسه حضور داشتند متن کامل سخنان آقای رافعی را برای ما ایمیل کرده اند و ما بی خبر هم نیستیم!

و نیز از جو پلیسی وحشتناکی که در دانشگاه حاکم هست هم اطلاع داریم و این که وقتی یکی از دانشجویان فارغ التحصیل قصد رفتن به دانشگاه را دارد با برخورد شدیدا توهین آمیز و پلیسی نگهبان های محترم مواجه می شود !

دانشجویانی که امید به پیشرفت دانشگاه دارند و برای آن دل می سوزانند ولی با آن ها این گونه برخورد می شود !

برادر گرامی آقای طالبی !

منافق کسانی هستند که در جهت خلاف فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب به جای ترویج وحدت و اخوت اسلامی بین برادران مسلمان با ترویج تفکری انحرافی به اختلاف ها دامن می زنند نه دانشجویان بخت برگشته ای که فقط یک یا چند بار اشتباه ! کرده اند و سوال پرسیده اند و اشکال گرفته اند که این راه که می روید منتهی به وحدت اسلامی نیست !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 9:6  توسط تبعیدی  | 

امير جان ارتحال ابوي گراميتان را تسليت مي گوئيم.

انا لله و انا الیه راجعون

با خبر شدیم که پدر بزرگوار برادر عزیزمان امیر باعثی مرحوم شده اند. مدیریت وبلاگ تبعیدی ها این ضایعه بزرگ را به این دوست بزرگوارمان و بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض می نماید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:36  توسط تبعیدی  | 

در حاشیه همایش علمی امر به معروف و نهی از منکر

امروز از یکی از دوستان شنیدم که دانشگاه مذاهب اسلامی در نظز دارد بهمن ماه امسال همایشی را با عنوان همایش علمی امر به معروف و نهی از منکر برگزار کند.

مایه بسی خوشحالی است که مسئولین دانشگاه مذاهب در ذهن خویش جایگاهی را نیز به امر به معروف و نهی از منکر قائلند !

بنده نمی خواهم زیاده از حد مزاحم شوم ولی برادران مسئول در دانشگاه مذاهب و خودم را به تامل در حول این آیه شریفه دعوت می کنم که :

اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم.

آیا سخن گفتن از وجوب امر به معروف و نهی از منکر ولی منافق خواندن منتقدین با هم سازگارند؟!

اگر سازگارند بگوئید تا ما دیگر سخنی نگوئیم وگرنه شما را خدا اینگونه با اعتقادات فرزندان این وطن بازی نکنید.

*****

چند روز پیش مطلع شدم که کلیه فعالیت های نیم بند سیاسی در دانشگاه مذاهب اسلامی به حالت تعلیق درآمده است و حتی مطلع شدم که گویا پایان نامه یکی از دانشجویان که نسبتی اندک با سیاست داشت مورد سانسور قرار گرفته شده است !

آقای زرهانی :

 زمین دانشگاه مذاهب مستعد فعالیت های سیاسی نیست !

مقام معظم رهبری :

خدا لعنت کند کسانی را که نمی خواهند دانشجوی ما سیاسی باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 15:21  توسط تبعیدی  | 

در پيرامون بركناري مدير گروه هاي فلسفه و اديان :

چندي پيش كه از عزل استاد رافعي از مديريت دو گروه فلسفه و اديان مطلع شدم مي خواستم مطلبي رو در اين زمينه در وبلاگ قرار بدم ولي يكي از دوستان بزرگوار بنده را به تامل دعوت كرد و بنده نيز از ايشان خواستم كه خودشان اگر مطلبي دارند براي بنده بفرستند. ظاهرا كه تابه حال مطلبي از سوي ايشان فرستاده نشده ولي يكي از برادران عزيز مطلبي را فرستاده اند و خواسته اند كه آن را در وبلاگ قرار بدهم .

البته به اين دوست عزيز بايد بگويم كه بنده سال پيش مطلبي را در اين زمينه در وبلاگ قرار داده بودم و ايشان با رجوع به آرشيو وبلاگ مي توانند از آن مطلب مطلع شوند.

و حال مطلب اين دوست بزرگوارمون :

با سلام خدمت نظر ! تا آنجا كه من مي دانم در حق مدير محترم گروه فلسفه و اديان آقاي رافعي عزيز ظلم شد . درسته كه ايشون بازنشسته شدند اما دانشگاه اگر حق نمك را ادا مي كرد مي توانست از تجربيات ايشون نهايت استفاده رو ببره . يكسري مدير... به فعاليت بالاي ايشون حسادت كردند و ... بماند كه عده اي هم كه آقاي رافعي حق استادي به گردن ايشان داشتند نامردي نكرده و هول شدند و سريع فكر كردند از دانشگاه الازهر دعوت به كار شدند و... ! كسي كه الان مدير گروه اديانه قبلا در هيئت رئيسه بنابر دلايلي رد صلاحيت براي تدريس حتي شده بود !!! اي دنيا !!! حرف در اين زمينه زياده . اما نكته اي كه هست تا آنجا كه من مي دانم مدير روابط عمومي و مدير اجرايي فروغ عزل نشدن ! اونها اگر با حقوق چندرغاز حداكثر ماهي 120 تا 160 تومن در دانشگاه مونده بودن به خاطر آقاي رافعي بوده و با رفتن ايشون خودشون خواستن كه برن . از مدير محترم وبلاگ مي خوام حتما اين مسئله رو گوشزد كنن و البته ايشون (مدير وبلاگ) متاسفانه در قبال اين اتفاق كه كم هم نبوده )خصوصا كه آقاي رافعي دست پرورده علامه جعفري هست و شيعه اي معتقده و اين هم بي تاثير نيست در دشمني عده اي ) سكوت كرده و چيزي تا بحال ننوشته . يادمون باشه كه خدا از ما بخاطر قلم تعهد گرفته ! ن و القلم و ما يسطرون !!!

پايان نظر دوست بزرگوارمون. (قسمتي از متن كه حاوي توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي خاصي بود حذف شده است)

و دو تذكر:

۱-البته قرار دادن اين مطلب در وبلاگ به معني تائيد آن نيست ولي بايد بگويم كه دانشگاه برخورد خوبي با استاد رافعي نداشت ولي بنده و تعداد زيادي از دوستان علاوه بر تحسين مديريت ايشان انتقادات شديدي نيز به ايشان داشتيم كه اين انتقادات را طي نامه هاي مفصلي به خود ايشان ذكر كرده بوديم و كم نيستند دانشجوياني كه انتقادات سفت و سختي به مديريت ايشان داشتند و حتي اين انتقادات باعث كدورت خاطر ايشان شده بود .

بنده مديريت ايشان در دو گروه فلسفه و اديان را قابل تحسين و تقدير ميدانم ولي نه تا اندازه اي كه آن را قابل انتقاد ندانم ولي به شيوه برخورد ايشان با دانشجويان و نيز نحوه تدريسشان انتقادات زيادي داشتم كه الان با حذف موضوع انتقاد از صحنه دليلي براي بيان آن ها ندارم.

۲- مدیریت فعلی گروه ادیان و مذاهب اسلامی استاد شمس هستند که اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان ادیان چه ورودی ۸۲ و چه دو ورودی بعدی یعنی ۸۳ و ۸۴ از ایشان شدیدا راضی بوده اند و شما میتوانید این مسئله را از دانشجویان فعلی رشته ادیان و مذاهب که سال آخر تحصیلشان را در دانشگاه مذاهب می گذرانند سوال کنید و این نکته که صلاحیت استاد شمس جهت تدریس رد شده بود مسئله شدیدا مبتذل و خنده داری است و در ثانی مگر خود هیات رئیسه صلاحیت رسیدگی به این گونه مسائل را دارد ؟!این قبیل امور مربوط به هیات علمی دانشگاه می باشد که همه میدانید و میدانیم که وضعیتش در دانشگاه مذاهب چگونه است و چنان چه استاد شمس جهت تدریس رد صلاحیت شده بود چگونه است که ورودی های قبلی (سه دوره ۸۲ و ۸۳ و ۸۴)چنین از شیوه تدریس ایشان تعریف می کنند و دانشجویان جهت گرفتن درس با ایشان با هم رقابت می کنند؟ در این زمینه به قول شما حرف و حدیث فراوان است که انشاءالله در فرصت های بعدی به آن ها خواهیم پرداخت.

ضمنا تائید استاد شمس توسط دانشجویان به هیچ وجه موید نحوه برخورد دانشگاه با استاد رافعی نیست.

منتظر نظرات شما در اين موضوع و ساير مسائل مرتبط با دانشگاه هستيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 19:26  توسط تبعیدی  | 

پیام های ارسالی دوستان در پاسخ به" پاسخ یکی از دوستان به "اجازه اجتهاد از وزارت علوم "!:

با عرض سلام

بعد از این که مطلب ارسالی یکی از دوستان رو در وبلاگ قرار دادم تعداد دیگری از دوستان به آن مطلب پاسخ گقته اند که عینا در ویلاگ قرار می دهم.

 مطالب ارسالی نظر مدیریت وبلاگ نیست و صرفا بازگو می شوند!

مدیریت وبلاگ از دوستان بزرگوار می خواهد که به اساتید محترم و دیگر دوستان اهانت نفرمایند.

ممنون

با عرض سلام. پاسخ یکی از دوستان به "اجازه اجتهاد از وزارت علوم"راملاحظه نمودم واستدعادارم که پاسخ بنده به نویسنده متن مذکوررا نیزدرصفحه اصلی وبلاگ قراردهید
1- بسیارخرسند شدم که بالاخره توجیهی برای عنوان اجازه افتای آقای دگتربی آزارشیرازی درسایت دانشگاه مذاهب اسلامی پیداشدولی متاسفانه برفرض محال که توجیهات مذکوررابپذیریم ولی قبلا هم حجة الاسلام دكتر عبدالكريم بى آزار شيرازى ادعای اجتهاد داشت (ويژه‌نامه‌ي معرفي دانشگاه مذاهب، نشریه فروغ وحدت ، بهار85 ص10)ومتاسفانه درآنجا نگفته که اجازه اش راارچه کسی یاکجا گرفته؟به خاطردارم هر دانشجویی، نشریه مذکوررامیخواندند،باهم میگفتند که آقای بی آزار ، ،مجتهداست.! آیا این کارایشان جعل عنوان نیست؟
2-فضای این وبلاگ مسموم است یانوشته های شما؟شماچه شیعه ای هستیدکه برتمام اصحاب پیامبردرود میفرستید؟مگرهمه اصحاب پیامبرعادل وغیرفاسق بودند؟!!!!راستی ریاست این وبلاگ چه سودمادی ومعنوی ازافشای تفکرات مسولین دانشگاه مذاهب اسلامی میبرد که برخی میخواهنداورابه انواع گوناگون ،تخریب کنند؟

******

همانطور که گفتید دارید بسمت نقد عالمانه می روید و یه خرده از اون حالت تند و آتشی فاصله گرفتيد كه جاي بسي اميد است بعنوان يكي از دانشجويان معترض دانشگاه عرض ميكنم كه بالاخره يكي بايد پيدا بشه و درمقابل اينهمه كج سليقگي هاي مديرييتي و بعضا عقيدتي حركتي مثبت بكند سيستم مديريتي بسته، غلط و پدرسالارانه اي كه در دانشگاه ما وجود دارد امكان فعاليت هاي مفيد دانشجويي و مستقل را گرفته و آنرا به محيطي صرفا تشريفاتي براي استقبال از علماي درجه چندم جهان اسلام كرده، واقعا من درين يكي دو سال نتوانستم بين عمل آنها و هدف دانشگاه ارتباتي ببينم! دلم ميخواهد مدعيات بالا را با ذكر مصاديق و توضيح بيشتر اثبات كنم باشد براي وقتي ديگر...موفق باشيد

******

با عرض سلام خدمت مدیرمحترم پایگاه
وقتی مطلبتان در مورد اجازه اجتهاد آقای عبدالکریم بی آزار شیرازی دیدم اصلا تعجب نکردم. برایم کاملا قابل تحلیل بود. البته مطلب نوشته شده هم کاملا درست بود.
امروز دیدم که متاسفانه مطالبی راتحت عنوان پاسخ یکی از دوستان به "اجازه اجتهاد از وزارت علوم"[در وبلاگ قرار گرفته شده است]
البته من هم برایم بسیار جالب بود که عده ای – که بعید میدانم دانشجو باشند -اینگونه مصداق آیه ((ولاتلبسواالحق باالباطل وتکتمواالحق وانتم تعلمون))باشند!بخاطر همین با چند از اساتیدحوزه علمیه ارتباط برقرار کردم.وخواهش میکنم تمام این جوابیه را عینا ،در صفحه اصلی پایگاه قرار دهید:
اساتید مذکور چنین فرمودند:
1- فردمزبور نوشته است:(( در زمان شاه هنگامی که دانشکده معقول و منقول تاسیس شد برای مسئله اساتید ان چاره ای اندیشیدند که عبارت بود از اینکه شورایی از علمای بزرگ حوزه ان زمان در قم را تشکیل دادند که از روحانیانی که خواستار تدریس در دانشگاه هستند امتحان بگیرند و در صورت قبولی تایید نامه ای به اسم گواهی افتا’ به انها داده میشد که از سوی وزارت علوم هم تایید میشد که اقای بی ازار هم در ان ازمون شرکت کرده بودند و موفق به دریافت چنین گواهی نامه ای شدند جالب توجه است که افرادی همچون دکتر جعفر شهیدی و دکتر گرجی نیز از ان شورا گواهینامه افتا’ دریافت کرده اند و این تدبیری که توسط وزارت علوم ان زمان صورت پذیرفت در زمان حال تغییر کرده و به شکل دریافت درجاتی چون مربی استادیاری و ... تبدیل شده است))

جواب: الف -ازدیدگاه تمام مراجع عظام اجازه اجتهاد وافتا فقط توسط علمای بزرگ امکان صدور دارد.به یک طریق دیگرهم میتوان تحصیلات حوزوی را به پایان رسانید وآن عبارتست ازامتحان سطح چهار ازمرکزمدیریت حوزه علمیه قم . ((شورایی از علمای بزرگ حوزه ان زمان در قم))نیز یک غلو است.چراکه علمای بزرگ همیشه –حتی الان- هیچ علاقه ای ندارندکه طلاب به دانشگاهها(به صورتی که ذکرشده)بروند. چه برسدبه اینکه علمای بزرگ ،آخوند درباری شوند! البته همه جا استسنا هم وجوددارد.(تقیه).مهم ترین دلیل بربی اعتباری اجازه افتا وزارت علوم شاه این است که اولا:حکومت شاه (لعنت الله علیه)حکومت طاغوت بود وحکم طاغوت باطل است.ثانیا:به خاطراینکه شورای فرضی مذکورچنین اجازه ای به آقای بی آزار داده است.آقای بی آزاراین اجازه رادرسال1353گرفته ولی غلطهای فقهی اش درسال 1359درچاپ اول رساله نوین (که به دلیل اغلاط فقهی به دستورامام راحل، نابود شد)مشهود است .درتقریظ آقای رسولی محلاتی بر رساله نوین ، صراحتا به این موضوع اشاره شده است.به آبنابرآنچه گذشت(( اجازه اجتهاد وافتای آقای عبدالکریم بی آزارشیرازی ))از وزارت علوم ،ازدیدحوزوی ها ، بی اعتبار است.

ب- درمنن نویسنده مذکورآمده: ((گواهی افتا))؛واشاره ای به ((اجازه اجتهاد)) نشده است!
ج- آقای بی آزار ازنظرفقهی قابل مقایسه بااشخاصی همچون آقای دکترگرجی نیست. هرچند آقای دکترگرجی هم قابل مقایسه باعلمایی همچون آیات عظام تبریزی ،وحیدخراسانی،خامنه ای و... ؛نیست.
د- رساله نوین (به ویژه درچند چاپ اولش)پراست ازعکسهای متناسب کودکان ونوجوانان ومطالب متناسب آنها. وهمه میدانیم که رساله مذکور به درد علما نمیخورد .
و- اگرتخریب چهره آقای بی آزارشیرازی نبود نام چندتن ازمراجع وعلمایی که برسواد اندک فقهی ایشان اذعان نموده اند رامینوشتیم .(فقط یک نمونه آن یکی ازآیت الله هایی است که دردانشگاههای تهران تدریس میکند.).ضمنا به جز رساله نوین ،آقای بی آزار چه اثر مهم فقهی واصولی دارد که نشان دهد ایشان مجتهداست؟یاحداقل درکدام حوزه علمیه تدریس میفرمایند تا ما به محضرشان شرفیاب شویم وسطح علمی ایشان رابیازماییم؟اگر ایشان آمادگی دارند ماحاضریم تاترتبی داده شود وایشان نزد یکی ازمراجع ؛(همچون آیت اله العظمی وحیدخراسانی یا آیت اله العظمی صافی یا آیت اله العظمی سبحانی) ،امتحان اجتهاد بدهند!یا لااقل بامراجعه به مرکزمدیریت حوزه علمیه قم،امتحان تعیین سطح دهندتا به ایشان مدرک رسمی سطح 1و2و3و4 حوزوی داده شود!وقائله خاتمه یابد؟!
2- حضرت آیت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی و مرحوم آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی در صبح 12 جمادی الاولی 1418 هـ.ق (1376 هـ.ش) در درس خارج فقه اصول ، سخنان مهمی را در رد شبهات و طرد افرادی درشهادت حضرت زهرا-س- تشکیک میکنند ، ایراد فرمودند . ونیز در پاسخ به استفتاء جمعی از علمای قم در مورخ 25 / 5 / 1418 هـ.ق پاسخ های کوبنده و دندان شکنی درباره این افراد دادند . این مراجع این افراد راضال و مضل وحتی خارج ازمذهب معرفی نمودند.

آقاي دكتر بي‌آزارشيرازي ،پاازتشکیک فراتر نهاده ورسما شهادت حضرت زهرا (س) راكتمان نموده است:
آقاي دكتر بي‌آزارشيرازي در كتاب خود، ((پاره پيامبر))،فصلی راتحت عنوان" رحلت پاره پیامبر" آورده و شهادت حضرت زهرا (س) را منكر شده است! وي در توجيه اينكه چرا آن حضرت را شبانه، دفن كردند از قول حضرت زهرا(س) مي‌نويسد:
«وصيت [ می کنم ] مرا به شب دفن كني تا چنانكه در حال حيات هيچ بيگانه را نظر بر قد و بالاي من نيفتاده در حين مرگ نيز چشم كسي بر جنازه من نيفتد.» (پاره پيامبر،انشارات دفترنشرفرهنگ اسلامی،چاپ دوم، ص 179، 180)
آیت اله العظمی تبریزی درکتب وسخنرانیهای خویش تاکید میفرمودندکه منکرشهادت حضرت زهرا (س)،مجتهدنیست. بیش از یک دهۀ پیش یکی از افراد دارای ادعای اجتهاد به تشکیک پیرامون شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) پرداخت . که با واکنش شدید مراجع بزرگ شیعه مواجه گشت . مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی (قدس سره) در فتوای صریحی آن شخص و کسانی که همفکر او هستند را اینچنین توصیف نمودند : « بسمه تعالی . آن شخص ضال و مضل است . و ترویج برای او و قرائت کتب او و ترویج کتبش جایز نیست . تقلید از او به خاطر ضلالت و عدم ثبوت اجتهاد او جایز نیست و بر همۀ مؤمنان واجب است که از عقاید حقۀ مذهب دفاع کنند و مؤمنان غافل را برضلالت بعضی از متلبسین به رداء دین ( که گمراه کنندۀ مردم هستند ) ، آگاهی داده و متنبه سازند . و الله الهادی للصواب » (ظلامات فاطمه الزهراء (سلام الله علیها) ، آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی ، ص 41)

مسئله به این جا ختم نمیشود. متاسفانه درکتاب پاره پیامبر،تحریفاتی هم درباره فدک واردشده است:
وی در فصلی دیگر تحت عنوان « پاداش صبر » روایتی از حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) نقل می کند : « هارون الرشید به امام کاظم (علیه السلام) گفت : محدودۀ جغرافیایی فدک را تعیین کن تا آن را به تو بازگردانم ... حضرت فرمودند : سرزمین محدود به حدود زیر : حدی به عدن ، حدی به آفریقا ، و بالاخره حدی به کنارۀ دریای روم و ارمنستان » (بحار ، ج 48 ، ص 144) سپس
نویسنده با تحریف دلالت روایت می گوید که به خاطر آنکه حضرت زهراء (سلام الله علیها) و حضرت علی (علیه السلام) و فرزندانشان بر فدک صبر کردند ، فدک تا عدن و سمرقند و آفریقا و دریای روم و ارمنستان گسترش یافت !!! (همان ، ص 188 و 189(
3- جهت گیری نوشته مذکور-دروبلاگ- کاملا مشخص است .چراکه درپایان نوشته اش مینویسد:(( بر محمد و ال و یارانش درود)).کدام یک ازعلمای شیعه واصلا کدام شیعه برتمام اصحاب پیامبر درودمیفرستد؟.بااین حساب ،افرادی همچون معاویه وابوسفیان وعمروعاص و...مشمول درودایشان واقع شده اند.این بیانکر دیدگاه ایشان به وحدت اسلامی وتقریب است. این چه وحدتی وتقریبی است که کسی حق ندارد هیچ کدام از اصحاب پیامبررا فاسق بداند.درحالیکه قرآن صراحتا به وجود فاسق برخی اصحاب ،اذعان نموده است؟((ان جاکم فاسق بنبا فتبینوا...)).اگراین افرادمارابه مخالفت با وحدت محکوم کنند درپاسخشان میگوییم: تمامی مراجع طرفدار اتحاد مسلمانان هستند ، منتها نه اتحادی که منجر به از دست دادن ضروریات و اصول مذهب بشود ! در این جا لازم است به دیدگاه های چند تن از مراجع عظام دقت کنیم:
- حضرت آیت الله تبریزی : « ما اتحاد را می خواهیم لکن نه به شکلی که به حذف و باطل کردن عقاید شیعه بینجامد » ( عقبات ولائیه ، ص 7 )
- حضرت آیت الله بهجت : « ما باید وحدت را کاملاً حفظ کنیم ... حفظ وحدت اسلامی صوری است لکن در باطن هرکس قابل هدایت شد ، باید به او مطالب را تا آخر فهماند . » ( صدای سخن عشق ، چاپ پنجم ، ص 57 )
- حضرت آیت الله خامنه ای: ((درس بزرگ غدير مبارزه با اختلاف و تفرقه است... غدیر ؛توجه کامل به لزوم وحدت و انسجام مسلمانان است.)).

پیام یکی از دوستان با عنوان العبد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 18:13  توسط تبعیدی  | 

پاسخ یکی از دوستان به "اجازه اجتهاد از وزارت علوم ":

با عرض سلام خدمت دوستان بزرگوار

یکی از دوستان عزیز پیامی رو در مورد مقاله "اجازه اجتهاد از وزارت علوم " برای ما ارسال کرده اند که بنده این پیام را عینا در وبلاگ قرار می دهم. امیدوارم که فضای وبلاگ به سوی نقد عالمانه حرکت کند.

وبلاگ تبعیدی ها منتظر مقالات کلیه برادران ایمانی می باشد.

مدیریت وبلاگ

با عرض سلام خدمت مدیر وبلاگ
وقتی مطلبتان در مورد اجازه اجتهاد اقای بی ازار دیدم بسیار تعجب کردم برایم اصلا قابل تحلیل نبود البته مطلب توشته شده هم کاملا ناقص بود برایم بسیار جالب بود بخاطر همین از تنی چند از اساتید دانشگاه تهران موضوع را پرسیدم و مسائلی پیرامون این جریان به دست اوردم که در اختیار شما قرار میدهم به این امید که با توجه به گفته خودتان که گفته بودید: "ولی سوالاتی که به ذهنمان آمده را اینجا مطرح می کنیم تا شاید جوابی برای آن ها بیابیم." و " فقط چند سوال مطرح می کنم و امیدوارم که بزرگوارانه به بنده جواب داده شود " مطلب را در صفحه اصلی سایت قرار دهید تا دیگران هم از مطلب اطلاع پیدا کنند و اما اطلاعات بدست امده:
در زمان شاه هنگامی که دانشکده معقول و منقول تاسیس شد برای مسئله اساتید ان چاره ای اندیشیدند که عبارت بود از اینکه شورایی از علمای بزرگ حوزه ان زمان در قم را تشکیل دادند که از روحانیانی که خواستار تدریس در دانشگاه هستند امتحان بگیرند و در صورت قبولی تایید نامه ای به اسم گواهی افتا’ به انها داده میشد که از سوی وزارت علوم هم تایید میشد که اقای بی ازار هم در ان ازمون شرکت کرده بودند و موفق به دریافت چنین گواهی نامه ای شدند جالب توجه است که افرادی همچون دکتر جعفر شهیدی و دکتر گرجی نیز از ان شورا گواهینامه افتا’ دریافت کرده اند و این تدبیری که توسط وزارت علوم ان زمان صورت پذیرفت در زمان حال تغییر کرده و به شکل دریافت درجاتی چون مربی استادیاری و ... تبدیل شده است در مورد سواد فقهی ایشان و کتاب رساله نوین بنده با توجه به ارتباطی که با حوزه و دانشگاه دارم متخصصین با وجود ازعان به وجود غلطهای چاپی و غیر چاپی در این کتاب این کتاب و روش نگارش انرا میستایند در ضمن کسی میتواند در باره سواد فقهی و غیر فقهی ایشان نظر صائب دهد که اولا همه اثار ایشان را مطالعه کرده باشد و ثانیا در ان علوم تخصص داشته باشد
میریت محترم وبلاگ من به سخن شخصی که گفته بود فضای وبلاگ مسموم است و فقط در تلاش برای تخریب است نه نقد سازنده شک دارم شما با قرار دادن این مطلب مثل مطلبی که یکی از دوستان در 6 بند در نقد دانشگاه نوشته بود در صفحه اصلی وبلاگ قرار دهید .
با تشکر فراوان
بر محمد و ال و یارانش درود

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 15:38  توسط تبعیدی  | 

دانشگاه موجود دانشگاه مطلوب

متنی که در پی می آید توسط یکی از دانشجویان محترم برای ما ارسال شده است که ما نیز آن را بی کم و کاست در وبلاگ قرار می دهیم.

فقط در مورد بند ۶ این نوشتار باید عرض کنم که بنده نیز در چند پست قبلی مطالبی را در این مورد در وبلاگ قرار داده ام  که یکی از دوستان دلایلی را برای عدم درج خبر فوق در سایت دانشگاه عنوان نموده اند که اقدام دانشگاه در این مورد قابل توجیه به نظر می رسد .

ولی به خاطر رعایت امانت متن کامل متن ارسالی دوستمان را در وبلاگ قرار می دهیم.

دانشگاه موجود دانشگاه مطلوب

یافتن کاستی ها و جستجو از نقائص یک مجموعه در جهت رفع آن کمبود ها می تواند کمک شایانی به پیشرفت و تکامل آن ممجموعه باشد . دانشگاه فخیمه مذاهب اسلامی نیز بعنوان دانشگاهی که بیش از ۱۴ سال از تولد آن نمی گذرد قطعا مانند هر دانشگاه و موسسه و نهاد دیگری نقصها و کاستی هایی دارد که می بایست مسئولان محترم برای رفع آن اقدام کنند. در همین راستا این نوشتار برآن می باشد تا تعدادی از نقص ها و کمبود های دانشگاه را در بخش های علمی مدیریتی و ... دوستانه یادآور شده تا شاید بزرگان امر فکری به حال و روز دانشگاه کنند :

۱ - همه دانشجویان می دانند که تنها یک کتابخانه در دانشگاه مذاهب وجود دارد . با اینحال نمی دانیم چرا نام آنرا کتابخانه مرکزی نهاده اند . چند احتمال وجود دارد : الف : قبلا شعبه های این کتابخانه موجود بوده ولی در اثر هجوم مخالفان تقریب منقرض شده است .

ب ) بعد ها قرار است شعبه های این کتابخانه احداث شود ( عجله نکنید !!!)

ج ) اصلا چه کسی گفته حتما کتابخانه مرکزی باید بین چند کتابخانه دیگر باشد .

د ) کتابخانه مرکزی دانشگاه یعنی به لحاظ هندسی مر کز و وسط حیاط دانشگاه قرار دارد .

۲ - هیات علمی لازمه هر دانشگاهی است اما معلوم نیست چرا هیات علمی دانشگاه مذاهب هنوز معلوم نیستند . آیا به نظر شما دانشگاهی را که فقط یک نفر هیات علمی دارد می توان به لحاظ نظام دانشگاهی وزارت علوم دانشگاه نامید ؟ تازه همین یک نفر هم معلوم نیست با چه سوابق علمی وارد هیات علمی شده است ؟ آیا ایشان مقاله علمی پژوهشی در نشریات معتبر دارند ؟ آیا دانشجویان دکتری خود دانشگاه مذاهب که مشغول تحصیل هستند نیز می توانند عضو هیات علمی دانشگاه شوند ؟ اگر نمی توانند که باید بر حال دانشگاه مذاهب در امر جذب دانشجویان فارغ التحصیل خودش احسنت گفت و اگر می توانند چرا کسی تا به حال درخواست نداده است ؟ تازه باید بررسی کرد که همین یک نفر هیات علمی چه نسبتی با هیات امنای محترم دانشگاه دارد ؟!!!

۳ - دیده و شنیده شد ه که فارغ التحصیلان دانشگاه مذاهب به علت نبود فرصت شغلی مناسب با رشته خود به مشاغلی همچون کار در بنگاه معاملاتی املاک  آژانس های درون شهری و صدا و سیما و ... پرداخته اند . البته ثمره چهار سال در خدمت دانشگاه تقریب بودن قطعا این نیست بلکه این خود دانشجویان هستند که لیاقت و ظرفیت استفاده از اینهمه امکانات را نداشتند . ولی در جهت توسعه و تکمیل برنامه درسی دانشگاه پیشنهاد می کنیم که مسئولان ۲ واحد درسی آموزش بنگاه داری و جذب مشتری و ۲ واحد هم آموزش رانندگی پایه ۲ را در ضمن مواد درسی بگنجانند . (البته دروس اختیاری است ولی همه باید انتخاب کنند ).

۴ - نمی دانیم چرا مدیران گروه های محترم دانشگاه این همه مشغله کاری بیرون دانشگاه دارند و حتی نمی رسند به طور شایسته به کار های گروه مربوطه برسند . اصلا چرا افرادی انتخاب می شوند که دارای چند کار و مسئولیت دیگری هم هستند ؟ حدس ما می گوید (فقط حدس است )برای این که اولا چون مسئولیت های مهم در موسسات و نهاد های مفید برای دانشگاه هستند می توانند برای دانشگاه مذاهب بودجه جذب کنند . ثانیا بخاطر مسئولیت ها و فعالیت های زیادشان دیگر فرصت چندانی ندارند کارهای گروه و دانشجویان را رسیدگی کنند و عملا کارها به شخص دیگری واگذار می گردد !!

۵ - خدا نکند روزی برسد که یک استاد شیعه یک نقد علمی و منطقی به یکی از اعتقادات اهل سنت وارد کند یا مثل نظر فقهی یکی از مذاهب اسلامی را ـ حتی با استدلال به کتب خودشان ـ نقد کند . چرا ؟ چون این استاد محترم با پایان ترم باید چمدان خود را ببنددو با تدریس در دانشگاه مذاهب خداحافظی کند . مگر چه گناهی کرده ؟ هیچی در تدریس خود در طول ترم مثل در بحث با یکی از دانشجویان اهل سنت نظر او را با استناد به کتب خودشان رد کرده است . اساتید بسیاری وجود داشته اند که به خاطر بحث های علمی و مستند با برادران اهل سنت اخراج شده اند که مسئولان دانشگاه نمی توانند منکر این امر بشوند . اما اگر حالا یکی از اساتید اهل تسنن سر کلاس خود از اسرائیل حمایت کند و یا بگوید شیعه حدیث جعل کرده است و یا شهادت حضرت  زهرا افسانه است و یا ادله حقانیت معاویه را بگوید و ... باید حسن ظن داشت و با او برخوردی نشود(انشاء الله گربه است)و منظوری دیگر داشته است . حتی اگر ۵۰ دانشجوی شیعه شهادت بدهند خوب رئیس دانشگاه  که نمی تواند به شهادت این ۵۰ نفر ترتیب اثر بدهد . البته می دانید اساتیدی که اخراج شده اند یک یا چند نفر از برادران اهل تسنن که از سخنان او به رئیس دانشگاه گزارش بدهند کافی است و حجت بالغه الهی تمام است !

۶ - به تازگی شنیده شده که ریاست محترم جمهوری نماینده جدید خود در دانشگاه مذاهب اسلامی ومشاور خود در این دانشگاه را منصوب کرده اند . البته این که عده ای مافیا و مخالف دولت نگذاشتند به گوش رئیس جمهور برسد که نماینده رئیس جمهور همچنان به اسم نمایندگی ایشان از سال ها قبل به فعالیت مشغول است و نیازی به نصب دوباره ندارد ( فقط در حدوث منصوب می شوند نه در بقاء!!!) اما کار بسیار شایان توجه دانشگاه مذاهب این بود که تا دو هفته پس از حکم رئیس جمهور خبر آن را در سایت رسمی دانشگاه منتشر نکرد . خوب حق دارند بنده های خدا !!! مگر مسئولان دانشگاه به آقای احمدی نژاد رای داده اند که بخواهند اخبار دولت ایشان را منتشر کنند. البته پس از دو هفته گویا بر مسئولان دانشگاه و سایت مربوطه فشارهای زیادی وارد آمد به طوری که مجبور به درج خبر مربوطه شدند .

به امید تکرار نشدن چنین اعمال زشت و ناپسندی از چنین دانشگاه ارجمندی !!!

این ها اندکی از مشکلات سر راه تکامل دانشگاه مذاهب اسلامی بود که به عرضتان رسید که امیدواریم مسئولان محترم دانشگاه درصدد رفع و چاره جویی از این موانع برآیند.

به امید آن روز.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 15:36  توسط تبعیدی  | 

آيا استاد بي آزار منصوب رهبري در دانشگاه مذاهب مي باشد؟!

 

يكي از دوستان بزرگوار پيامي در وبلاگ گذاشته بودند كه:

"اگر پیرو رهبری هستید ایشان آقای بی آزار را منصوب کرده پس اطاعت بی چون و چرا از ولایت مطلقه فقیه واجب است "

در مورد پيام اين بزرگوار تذكر نكات زير لازم به نظر مي رسد :

۱ - اولا پيرو ولايت فقيه بودن به اين معني نيست كه نهاد هاي زير نظر آن بزرگوار از انتقاد مصون باشند چرا كه خود حضرت آقا به دفعات بر ضرورت نقد نهاد هايي مثل صدا و سيما و قوه قضائيه و ... تاكيد نموده اند. نمونه اخير آن را مي توانيد در اظهارات رهبري عزيز در جمع دانشجويان استان فارس مشاهده نمائيد.

حضرت آقا به كرات خود به انتقاد از صدا و سيما و برنامه هاي آن پرذاخته اند و به ساير نهاد ها تذكراتي داده اند كه اين خود نشان از وجود نقص در اين نهاد ها دارد حال چگونه است كه انتقاد يك دانشجوي بسيجي و بيان تذكرات رهبري مخالفت با ولايت فقيه مي شود؟!

۲ - به قسمت اصلي ادعاي دوستمان مي رسيم و آن اين كه آقاي بي آزار منصوب رهبري در دانشگاه مذاهب اسلامي است !

در سايت رسمي دانشگاه مذاهب اسلامي در معرفي هيات امنا قيد شده است كه يكي از اعضاي هيات امنا و دبير آن رئيس دانشگاه مذاهب اسلامي مي باشد .

" به پيشنهاد رئيس‌ محترم‌هيأت‌ امناء، تصويب‌ اعضاء و تاييد وزير محترم‌ علوم‌، آقاى‌ دكتر عبدالكريم‌ بى‌آزار شيرازى‌ تاكنون‌ عهده‌دار رياست‌دانشگاه‌ مى‌باشند".

حال سوال جالب اينجاست كه آيا رئيس هيات امنا ي دانشگاه مذاهب اسلامي رهبر معظم انقلاب مي باشند؟

در سايت رسمي دانشگاه مذاهب اسلامي آمده است كه دبير كل مجمع تقريب مذاهب اسلامي رئيس هيات امنا مي باشند

حال رئيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي منصوب مستقيم رهبري است و بايد در اين مورد گفت كه بسياري از موسسات و نهاد ها هستند كه رئيس و يا دبير كلشان توسط رهبري منصوب مي شوند از جمله موسسه علمي پژوهشي امام خميني رحمه الله به رياست حضرت آيه الله مصباح يزدي

حجه الاسلام تسخيري نيز با نظر رهبري عزيز انقلاب در ۳۱ شهريور سال ۱۳۸۰ منصوب شده اند و شما ميتوانيد متن اين حكم را در لينك زير بخوانيد

خلاصه اي از زندگي و تحصيلات آيه الله تسخيري

حال آيا انتصاب غير مستقيم يك شخص از سوي رهبري ايشان را از انتقاد مصون مي سازد در حالي كه منصوبين مستقيم رهبري ادعايي به اين بزرگي ندارند و مسلما نيز آقاي بي آزار ادعاي مصونيت از انتقاد را ندارند

3 – اين دوست بزرگوار در جاي ديگر از فرمايششان از اطاعت بي چون و چرا از رهبري سخن گفته اند . ما اين دوستمان را به فرمايش رهبر عزيزمان ار جاع ميدهيم كه در سال 1383 در جمع نمايندگان مجلس هفتم فرمودند:

"...تعبير «ذوب در ولايت» را غالباً مخالفان شماها - کساني که مي‏خواهند نکته‏گيري کنند و مضموني بگويند - به کار مي‏برند؛ والّا بنده اين حرف را از آدمهاي حسابي کمتر شنيده‏ام. بنده نمي‏فهمم معناي ذوب در ولايت را. ذوب در ولايت يعني چه؟ بايد ذوب در اسلام شد. خود ولايت هم ذوب در اسلام است. روزي که شهيد صدر گفت «در امام خميني ذوب شويد؛ همچنان‏که او در اسلام ذوب شده است»، تنها شاخص صحت راه، شخص امام بود؛ نه قانون اساسي بود، نه جمهوري اسلامي بود، نه نظامي بود، نه دستگاهي بود. در صحنه‏ي آشفته‏ي هويها و جريانها و خطوط مختلف، يک قامتِ برافراشته و يک علمِ سرافراز وجود داشت و او امام بود؛ شهيد صدر مي‏گفت در او ذوب شويد. راست هم مي‏گفت؛ ذوب در امام، ذوب در اسلام بود. امروز اين‏طوري نيست. ذوب در رهبري، ذوب در شخص است؛ اين اصلاً معنا ندارد. رهبري مگر کيست؟ رهبري هم بايد ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبري در سايه‏ي اين است که او ذوب در اسلام و ذوب در همين هدفها بشود؛ پايش را يک قدم کج بگذارد، ساقط مي‏شود. هيچ‏کس در شخص و در جهت ذوب نمي‏شود؛ در آن هدفها بايد ذوب شد؛ در اسلام بايد ذوب شد؛ در اهداف والاي اسلامي - که خداي متعال براي ما معين کرده - بايد ذوب شد...".

اين دوست عزيزمان بايد بدانند كه بايد ذوب در اسلام شويم و احترامي كه بنده حقير و امثال بنده به رهبري قائليم و حاضريم دست ايشان را ببوسيم به خاطر اسلام است.

ما احترام به رهبري را احترام به امام زمان و اسلام مي دانيم و چنان چه حضرت آيه الله مصباح فرمودند احترام به رهبري عين توحيد است ولي اين احترام ناشي شده از اسلام و قوانين مترقي آن مي باشد و نه چيز ديگري  در اصل خداوند متعال بندگانش را نيز به اطاعت بي چون و چرا دعوت نفرموده اند چه برسد به اولياءالهي از جمله حضرت امام و آيه الله العظمي خامنه اي.

در حالي كه تقليد در اصول دين حرام مي باشد و ما نمي توانيم در اصول دين از پدرانمان اطاعت بي چون و چرا بكنيم چگونه است كه بايد از آقاي بي آزار اطاعت بي چون و چرا داشته باشيم؟!

 

اين مطلب كمي بيش از حد طولاني شد به اين جهت از همه دوستان عذر خواهي مي كنم و از دوستان ميخواهم اگر نظري دارند براي ما ارسال كنند تا از نظراتشان استفاده كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 20:42  توسط تبعیدی  | 

چند نكته از پيام هاي دوستان

با عرض پوزش به خاطر تاخير در به روز رساني وبلاگ

يك از دوستان بزرگوار پيام گذاشته بودند و علت تاخير دانشگاه در درج خبر تغيير نماينده رئيس جمهور در دانشگاه مذاهب در سايت دانشگاه را بيان كرده بودند.

بنده با عرض تشكر از اين دوست بزرگوار متن كامل پيام ايشان را در وبلاگ قرار مي دهم:

"سلام . من به خاطر اين خبر با آقاي خسروي مسئول محترم روابط عمومي تماس گرفتم . متوجه شدم ايشان به دليل سفر طولاني مدت هرچند از خبر مطلع بودند اما به سايت دسترسي نداشتند و لذا نتوانستند اين خبر را درج کنند . حال که اين خبر در سايت دانشگاه درج شده به نظر مي رسد بهتر است اين مسئله مطرح شود که دليل تاخير چه بوده تا مبادا کسي خصوصا ايشان که به گردن ما و بسيج و ... خيلي حق دارند و واقعا هم بدون چشم داشت و با کمترين مزايا در دانشگاه زحمت مي کشند مورد اتهام واقع شوند . نگذاريم معدود نيروهاي انقلابي و ارزشي هم که در دانشگاه هستند دلسرد شوند ...."

ما هم با تذكر اين دوست بزرگوارمان مطمئنيم كه قصدي در تاخير درج خبر نبوده است و اگر با مطالب وبلاگ ما به شخصي جسارت شده ما از اينجا عذرخواهي مي كنيم.

همچنين از اينجا بار ديگر به دوستان عزيز تذكر مي دهيم كه در پيام هايشان از توهين به مقدسات ساير مذاهب و نيز مسئولين دانشگاه و ... جدا خودداري كنند.

توهين برازنده يك دانشجوي مذهبي نيست.

يك دانشجو به جاي توهين بحث و استدلال مي كند.

بنده نيز با نگاه به گذشته خويش ميبينم هر از گاهي با فراموش كردن اين اصل اخلاقي به جاي استدلال عصباني شده ام و مطالبي گفته ام و يا نوشته ام كه شايسته نبوده است.

از اين رو از كليه دوستاني كه با مطالب بنده ناراحت شده اند عذرخواهي مي كنم.

يكي از دوستان نيز پيام گذاشته بودند و خطاب به آقاي موسي وند فرموده بودند كه جزوه تقريب چرا و چگونه ايشان بر خلاف فرمايشات امام و رهبري بوده و يا به عبارت ديگر جزوه اي در لعن مذاهب ديگر مي باشد!!!

بنده از اين دوست بزرگوار خواهش مي كنم كه مصاديق فرمايش خويش را روشن تر بنويسند.زيرا ما كوچكترين اهانتي در اين جزوه به مقدسات ساير مذاهب نديده ايم.

جاي جاي اين جزوه جدال احسن را نشان مي دهد كه هميشه شعار دانشگاه بوده و ما از اين شعار كه همانا سخن خداوند متعال مي باشد استقبال مي كنيم.

يكي از دوستان بزرگوار نيز پيام گذاشته بودند با اين مضمون كه فضاي وبلاگ مسموم مي باشد:

عطف به اين پيام بايد عرض كنم كه اگر فضاي وبلاگ با اخلاق اسلامي ناسازگار باشد شما عزيزان به ما تذكر دهيد حتما رعايت خواهيم كرد.اما با ذكر مصاديق.

ما در طي دو مطلب از استاد بي آزار سوال كرده ايم كه آيا شما اجتهاد داريد يا نه؟

اگر شما اجتهاد داريد مدارك نظرات خويش را از منابع اصيل اسلامي و ... براي دانشجوياني كه تشنه معرفتند بياوريد و نيز در يك فضاي باز با دانشجوياني كه ميخواهند با حضرتعالي مناظره كنند بحث و استدلال كنيد.

ما از حضرت استاد اجازه اجتهاد نخواسته ايم و اگر از فحواي كلام ما اين چنين استنباط مي شود باز عذر خواهي مي كنيم.

سوال ما اين بوده كه تا به حال كسي ادعا نكرده كه بنده اجازه اجتهاد و افتاء خودم را از وزارت علوم گرفته ام آن هم وزارت علوم دوران طاغوت كه دشمني آن با اسلام و روحانيت عيان مي باشد.

بنده و تعدادي از دوستان با مطالعه مطلب فوق در سايت دانشگاه متعجب شديم و فكر كرديم كه شايد اشتباهي رخ داده باشد و خواهان توضيح شديم.

شايد ما اطلاع نداريم و وزارت علوم علاوه بر مدارك ليسانس و فوق ليسانس و ... مدرك و گواهي اجتهاد نيز مي دهد.

اگر اين چنين است به ما تذكر دهيد تا در وبلاگ قرار بدهيم و از تكرار اشتباهات احتمالي جلوگيري شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:18  توسط تبعیدی  | 

اجازه اجتهاد از وزارت علوم؟!

چندی پیش که داشتم در سایت دانشگاه مذاهب اسلامی جستجو می کردم به زندگینامه استاد بی آزار شیرازی برخوردم.

نکته ای که نظر بنده را به خود جلب کرد این بود که در قسمتی از بیوگرافی استاد آمده بود که:

"در سال ۱۳۵۳ به دریافت گواهی افتاء و اجتهاد از وزارت علوم  آموزش عالی نائل آمد"

بنده نمی دانستم که وزارت علوم آن هم وزارت علوم زمان شاه اجازه اجتهاد و افتاء می داده .

اجازه اجتهاد ، حداقل دو جزء دارد: اجازه دهنده ، اجازه گيرنده .

اجازه دهنده: غالباً از فقيهان نامدار حوزه است كه به تناسب قوت و شدت اعتبار او ، بر اعتبار و اهميت اجازه افزوده خواهد گشت.

اجازه گيرنده: شاگرد و يا كسى است كه در سال هاى زياد ، شخصيت علمى و اخلاقى خود را به اجازه دهنده ، شناسانده است . گاهى براى تكميل يا تأييد شناسايى ، آزمون كتبى يا شفاهى نيز انجام مى پذيرد.

اگر وزارت علوم زمان شاه تا آن حد پیشرفت کرده بود که به اشخاص اجازه اجتهاد می داده این خود بحث جدایی دارد.

نکته جالب دیگه این که در قسمت دیگری از بیوگرافی استاد آمده که ایشان در سال ۱۳۷۱ موفق به کسب استادیاری رشته فقه و حقوق شده اند !

سوال این جاست شخصی که در سال ۱۳۵۳ در جه اجتهاد و افتاء خویش را از وزارت علوم گرفته چگونه در سال ۱۳۷۱ توانسته به درجه استادیاری فقه برسد؟مسلما اجازه اجتهاد بالاتر از مقام استادیاری رشته فقه وحقوق می باشد و مسلما مجتهدین اطلاعات جامعتری نسبت به اساتید فقه و حقوق در دانشگاه ها  دارند .

مثلا   (با عرض پوزش از این مثال) حضرت آیه الله العظمی بهجت و یا حضرت آیه الله العظمی مکارم شیرازی چنان به جوانب مختلف علوم اسلامی از جمله فقه تسلط دارند که اساتیدی مثل آقای مومنی (استاد فقه دانشگاه مذاهب اسلامی)باید سال ها و سال ها پیش این بزرگواران تلمذ کنند تا به عنوان شاگردی نائل شوند.

حال چگونه است که یک شخص بعد از رسیدن به مقم اجتهاد  و آن هم نزدیک به بیست سال بعد به مقام دانشیاری می رسد برای ما جای تعجب دارد . 

البته ما قصد جسارت به مقام استاد را نداریم که جسارت به معلم و استاد گناهی نا بخشودنی است ولی سوالاتی که به ذهنمان آمده را اینجا مطرح می کنیم تا شاید جوابی برای آن ها بیابیم.

بنده به شخصه قصد توهین به هیچ کس را ندارم و فقط چند سوال مطرح می کنم و امیدوارم که بزرگوارانه به بنده جواب داده شود و اگر عزیزان از این لحن گفتار بنده ناراحت می شوند بنده عذر خواهی می کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 13:31  توسط تبعیدی  | 

تغییر نماینده رئیس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامی

بالاخره بعد از ماه ها تلاش و کوشش دانشجویان و پی گیری های مستمر عزیزانی که فعلا بنا به پاره ای از مصالح از بردن نامشان معذورم رئیس جمهور عدالت محور جناب آقای احمدی نژاد نماینده خویش را در دانشگاه مذاهب اسلامی تغییر دادند.

چنان چه دانشجویان عزیز می دانند این سمت قبلا متعلق به آقای مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی بوده که جهت گیری های سیاسی ایشان بر علیه دولت مکتبی مشهور خاص و عام می باشد.

 و حال حکم ریاست محترم جمهور :

آقای دكتر محمود احمدي‌نژاد در حكمي حجت الاسلام و المسلمين حيدر مصلحي (نماينده ولي فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه)،را به سمت مشاور و نماينده رييس‌جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي منصوب كرد.
 

متن حكم دكتر محمود احمدي نژاد به اين شرح است
بسم الله الرحمن الرحيم

حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي حيدر مصلحي

با توجه به سوابق و تجارب ارزنده و بينش اسلامي و سياسي جناب عالي و با عنايت به اهميت تقويت مذاهب اسلامي، به موجب اين حكم، به سمت مشاور و نماينده رييس‌جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي منصوب مي‌شويد. توفيق شما را در بسط معارف اسلامي و حقيقت ناب توحيدي و انجام وظايف محوله در اين دانشگاه از خداوند متعال مسألت دارم . محمود احمدي‌نژاد

 

چندی پیش تعدادی از دانشجویان دانشگاه مذاهب اسلامی در نامه ای به ریاست محترم جمهور از اوضاع دانشگاه مذاهب اسلامی علام نارضایتی کردند . در قسمتی از این نامه که مر بوط به نماینده رئیس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامی است آمده بود:

"... آیا دانشجو وظیفه ندارد بگوید چرا مسیح مهاجری نماینده رئیس جمهوردر هیات امنا (از آغاز تاسیس تا به حال آنچنان که خود می گوید)که خط فکری و داعیه سیاسی - اعتقادی او مشخص است در سر کلاس درس امکنه مقدسه شیعه همچون مسجد مقدس جمکران را خرافات و حاصل خواب و ساخته و پرداخته رسانه ملی بر می شمارد؟

آیا دانشجو حق ندارد سوال کند که چرا مسیح مهاجری نماینده رئیس جمهور در سر کلاس درس بر خلاف سیاست اصولی نظام و فرمایشات رهبر عزیز و رئیس جمهور محترم بگوید که ما بمب اتمی داریم من رفته ام و دیده ام؟!!!..."

البته دانشجویان دانشگاه مذاهب اسلامی خواسته های دیگری نیز از رئیس جمهور محترم دارند از جمله این که این دانشگاه زیر نظر دولت قرار بگیرد .

در قسمتی از نامه دانشجویان دانشگاه مذاهب اسلامی آمده بود:

"...پس از اعلام رئیس جمهور مبنی بر زیر نظر قرار گرفتن سی و چند دستگاه که از بودجه دولت استفاده می کنند و نظارت دولتی ندارند آقای ربانی عضو هیات امنا بگوید دولت به ما هم نظر داشت اما تیغش نبرید!!!آیا واقعا اینگونه هست؟..."

در حالی که چند روزی است که رئیس جمهور محترم نماینده خویش را در دانشگاه مذاهب اسلامی تعیین کرده اند سایت رسمی دانشگاه مذاهب اسلامی که انعکاس دهنده آراء و عقاید مسئولین دانشگاه می باشد هنوز خبر آن را درج نکرده است.

خبرگزاری هایی که اقدام به درج این خبر کرده اند:

آفتاب

حیات

ایسکا نیوز

مهر نیوز

و ...

ولی سایت دانشگاه مذاهب اسلامی بنا به پاره ای از دلایل که شاید تعطیلی طولانی مدت دانشگاه یکی از آن موارد باشد از درج خبر خودداری نموده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 20:35  توسط تبعیدی  | 

اردوی تابستانه دانشجویان به ترکیه و نظر مقام معظم رهبری در مورد این قبیل اردوها

حدود یک ماه پیش مطلع شدیم که مسئولین دانشگاه می خواهند تابستان امسال دانشجویان را به یک اردوی زیارتی سیاحتی! ببرند.

فکر می کنید این سفر معنوی به کدامیک از شهر های مذهبی کشور صورت خواهد گرفت؟!

مطمئن باشید که به مشهد و قم نخواهند برد و صد البته که مسئولین دانشگاه مسجد جمکران را خرافه میدانند و سفر به مسجد جمکران نیز از پایه منتفی است!

عزیزان می خواهند دانشجویان را به ترکیه ببرند!!!

تعجب نکنید! از مسئولینی که مطربی نسوان جلوی مردان را تجویز کنند این امر بعید نیست.

بدون هیچ مقدمه ای و هیچ تفسیری تصمیم دارم که قسمتی از بیانات حضرت آیه الله العظمی خامنه ای"دامت برکاته"را در این زمینه یعنی ارئو های خارجی در وبلاگ قرار بدهم.اگر دوستان نظری دارند با ما در میان بگذارند:

"اي كاش آقاي دكتر معين در اين جلسه مي بود و اين سؤال را پاسخ مي داد. در خصوص اسلامي شدن دانشگاه ها، آن طور كه به من گزارش رسيده، به نظرم تاكنون هفتاد و دو سه جلسه تشكيل شده است. از آقاي دكتر معين بايد سؤال كنيم چند تا از مصوبات تاكنون در دانشگاه ها اجرا شده و چگونه اجرا شده است.من به ايشان گفته ام اعتراض دارم؛ در مواردي عكس آن عمل شده است. الان در دانشگاه هاي كشور موسيقي ترويج مي شود؛ نبايد بشود. ترويج موسيقي، كاري است برخلاف مذاق اسلام. درست است كه هر نوع موسيقي يي حرام نيست، اما معناي ترويج موسيقي اين نيست كه با دقت بگردند موسيقي غيرحرام را پيدا كنند و آن را تعليم دهند و ترويج كنند. يا مثلاً بعضي از رفتارها را در نظر بگيريد. بعضي از سفرهاي خارجي را براي دانشجويان تدارك مي بينند. من دراين خصوص به آقاي دكتر معين پيغام دادم. دانشجو به خارج از كشور برود كه چه بكند؟! به چه مناسبت؟! دانشجو را به كيش مي برند؛ به جاي كيش، سفر اصفهان يا مشهد را تدارك ببينيد؛ بگذاريد سفر او دستاورد معنوي داشته باشد. جوان هر جا برود، كيف حلال مي كند. جوان از خوشيهاي جواني لذت مي برد. در سنين ما، از غذايي كه ما خيلي لذت نمي بريم، جوان مي خورد و لذت مي برد؛ از منظره يي كه اصلاً براي ما جاذبه يي ندارد، جوان كيف مي كند؛ اين خاصيت جواني است. چون پيرمردها اين دوره را گذرانده اند، مي دانند آن جا چه خبر است؛ دوستاني كه اطلاع ندارند، بدانند. مي خواهيد جوان را سفر ببريد؛ يك سفر روستايي هم كه او را ببريد، برايش تنوع است و شادي دارد. آيا بايد حتماً او را به كيش ببرند، چون در آن جا بعضي از ضوابط سست است ـ البته برخلاف حق سست است ـ و اين جوان بتواند ضابطه شكني كند؟! اسلامي شدن دانشگاه ها اين است؟! يا مثلاً اردوي مختلط برگزار مي كنند! من خيلي تعجب كردم؛ اردوي مختلط دانشجويي؟! نفس اردوي مختلط بد است. آقاياني كه الان دست اندركار اردوي مختلطند، همان كساني هستند كه سالهاي 63 و 64 در كلاسهاي دانشگاه ديوار كشيدند! بنده به دستور امام رفتم در نماز جمعه گفتم اين كار بد است. من نمي فهم اينها چطور اين گونه عوض مي شوند و صدو هشتاد درجه جهت راهشان را تغيير مي دهند. امام به من گفتند اين چه كاري است؛ ما هم رفتيم در نماز جمعه ي تهران گفتيم اين كار، كار مناسبي نيست. ديوار كشيدن، خلاصه حرف انقلاب و حرف ما نيست. حالا همان آقايان نه در كلاس، بلكه در اردوي شبانه روزي چند روزي، دختر و پسر را همراه مي كنند! يعني چه؟! كار بسيار بي قاعده و غلطي است."

البته اردو های دانشگاه مذاهب به حول قوه الهی مختلط نیست اما از روندی که پیداست عزیزان در سال های آینده به این نوآوری نیز دست خواهند زد!

چنان چه از فرمایشات حضرت آقا پیداست ایشان با سفر خارجی و یا به اصطلاح دانشجویان با اردوهای خارجی مخالفند.پس چگونه هست که مسئولین دانشگاه می خواهند تا دانشجویان را به ترکیه ببرند مسئله دیگری است که خودشان باید پاسخ گویند.

مقام معظم رهبری در این سخنان به صراحت از سه موضوع اظهار نارضایتی کرده اند:

۱- ترویج موسیقی در دانشگاه ها

۲- اردوهی خارجی جدای از اینکه دختران را ببرند یا پسران را

۳ -اردو های مختلط

از دوستان محترم می خواهیم خود انصاف دهند آیا مسئولین دانشگاه به دو توصیه اولی حضرت آقا تاکنون عمل کرده اند؟

ولی ما از اینجا از کلیه برادرانی که به این سفر معنوی! تشریف می برند التماس دعا داریم و اگر توانستند عارف نامی جهان اسلام حضرت ابراهیم تاتلس را ببیند از طرف ما نیز زیارتنامه ای را بخوانند که در ادعیه خاصه برای این زیارتنامه صواب کثیره وارد شده است!

و اگر توانستند بانوان مطرب ترکیه را زیارت کنند از آن ها نیز برای خواندن در دانشگاه مذاهب دعوت کنند که آن هم صواب زیادی دارد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:55  توسط تبعیدی  | 

بي مهري نسبت به اساتيد باسابقه دانشگاه

سلام خدمت دوستان بزرگوار

چندی پیش مطلع شدم که آقای رافعی مورد بی مهری مسئولین دانشگاه قرار گرفته اند .خیلی وقت بود که میخواستم در این مورد بنویسم ولی فرصت نمی شد .در مورد این مسئله تذکر مطالب زیر ضروری به نظر می رسد:

۱ - اگر چه بنده و تعدادی از دوستان تا به حال انتقادات سختی را به مدیریت گروه فلسفه و ادیان وارد کرده ایم ولی هرگز انتقاد های خودمان را وسیله ای برای تصفیه حساب های شخصی قرار نداده ایم.

بسیاری از دوستانی که انتقاداتی نیز به مدیریت آقای رافعی داشته و دارند اذعان می کنند که تلاش های ایشان در مدیریت این دو گروه ستودنی بوده است در حالی که مسئولین دانشگاه همه ساله لیستی عریض و طویل از قبولی های کارشناسی ارشد ارائه می دهند بسیاری از این قبولی ها از دو رشته فلسفه و عرفان اسلامی و نیز رشته ادیان بوده اند.

دانشجویانی نظیر موسی وند و احمد عبادی و حسین جوزی و حسن اختر و... در رشته فلسفه و عرفان اسلامی و نیز میثم نصراللهی و ...در رشته ادیان که بنده الان حضور ذهن برای شمردن اسامی آنان ندارم.

البته شمردن این اسامی و تعریف از آقای رافعی در این زمینه به معنای تکذیب تلاش های گروه هایی نظیر تاریخ اسلام نمی باشد که این گروه نیز دانشجویان نخبه ای را تحویل دانشگاه تهران و سایر دانشگاه های معتبر داده است.

۲-سوالی که به ذهن انسان می آید این است که چرا آقای رافعی که تا به حال مورد احترام و تقدیس مسئولین دانشگاه بوده است این چنین مورد بی مهری قرار می گیرد؟

آیا این گونه نیست که اساتید و کارمندان و دانشجویان تا زمانی که همسو با مسئولین دانشگاه حرکت کنند و اظهار نظر نمایند در امان هستند ولی به محض اندک مخالفتی از حیثیت انسانی ساقط گشته و مورد تحقیر قرار می گیرند.

نویسنده وبلاگ بارها پای درد و دل دانشجویان و اساتید و کارمندان دانشگاه نشسته است و اگر این عزیزان صلاح بدانند و به ما این اجازه را بدهند مسائل زیادی برای گفتن داریم.

۳- آقای رافعی جدای از اکثریت مسئولین دانشگاه که اهل تساهل در امور اعتقادی و دینی هستند در امور مربوط به مذهب بسیار معتقد و انسان ولایتمداری هستند و این باعث خرسندی اکثریت دانشجویان و شاگردان آن بزرگوار می باشد.

ايشان هميشه به اين كه شاگرد حضرت علامه جعفري بوده اند افتخار كرده اند و خود را دست پرورده روحانيت خطاب كرده اند برخلاف تعدادي از حضرات كه افتخارشان مدارك دكتري و ... در علوم اسلامي از دانشگاه هاي غرب مي باشد.

(كساني كه به مدارك دكتري خود كه از كشور هاي خارجي گرفته اند افتخار مي كنند عين كساني هستند كه در آلمان و فرانسه و كشور هاي غربي به مدرك دكتراي فلسفه غربي كه از دانشگاه تهران گرفته اند افتخار مي كنند!)

۴ - در مورد تغییر مدیریت گروه فلسفه و عرفان اسلامی تذکر دو نکته ذیر ضروری به نظر می رسد:

الف:ظاهرا طبق قانون مدیر گروه فلسفه و عرفان اسلامی باید مدرک این رشته را داشته باشند و آقای رافعی به علت نداشتن مدرک دکتری در این رشته با مشکل قانونی مواجه هستند.

ب-باید این ا خاطر نشان کنیم که تعدادی از اساتید دانشگاه اظهار کرده اند که آوردن رشته های کارشناسی ارشد و دکتری به دانشگاه اشکال قانونی دارد  و ما در صورت صلاحدید این اساتید نظرات آنان را در وبلاگ قرار خواهیم داد.

البته دوباره خاطر نشان مي كنيم كه مطالب فوق به معني نفي كاستي هاي موجود در گروه هاي فلسفه و اديان نبوده و ما همچنان انتقاداتي نسبت به مديريت گروه داريم ولي اين انتقادات را دوستانه خدمت خود ايشان مطرح خواهيم كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 13:38  توسط تبعیدی  | 

هفته پر بار دانشگاه مذاهب!

با عرض سلا م و پوزش به خاطر این که چند روزی است که به روز نیستم.

ایام فاطمیه رو هم به کلیه دوستداران و محبان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت عرض می کنم.

هفته گذشته اتفاقات جالبی در سطح دانشگاه رخ داد که به یکا یک آن ها اشاره می شود.

اول این که نشریه مسافر کوچولو طی مطلبی سعی در تحلیل حرکت وبلاگی نویسندگان ! وبلاگ تبعیدی ها نمود!

جالب تر این که نویسنده تحلیل فوق ادعا نموده که پیدا نمودن نویسنده وبلاگ نه برای آن ها مهم هست و نه سخت!!!(البته میبینیم که چگونه در تلاشند که نویسنده وبلاگ را پیدا کنند و از تمامی شیوه ها از جمله یک دستی زدن و ... استفاده می کنند و عده ای را متهم می کنند تا بتوانند به نویسنده اصلی وبلاگ برسند!).

دوم این که در نشریه فوق یکی از دانشجویان مقاله ای را نوشته بود که در آن جریان دوم خرداد را یک جریان تاسف بار در مجموعه حوادث ماه خرداد خطاب کرده بود.

جدای این که تا چه اندازه با این مطلب موافق هستم یا نه نکته جالب این که یکی از دانشجویان به نام آقای رهبر طی مقاله ای به نوشته فوق اعتراض نموده اند.

آقای رهبر در این مقاله خود را در جایگاه بالاتری قرار داده و از شخصیت های حقیقی و حقوقی زیادی در خواست نموده اند که توبه کنند!!!


آقای رهبر باید بدانند که :

به قول یکی از اندیشمندان توبه از معصیت هست نه معرفت .

ودر ثانی به قول شاعری بزرگ توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند!

البته مطالب زیادی حول مقاله آقای رهبر می توان گفت که نه ما فرصت بیان آن را داریم و نه مصلحت می بینیم که در این سطح به آن بپردازیم ! البته تعدادی از دانشجویان در سطح دانشگاه به این مسئله پرداخته اند که جای تقدیر و تشکر دارد و این موضوع مسئولیت را از گردن امثال بنده حقیر برداشته است.

البته این را هم باید بگویم که انتقادات شدیدتری به رویه بسیج دانشگاه مذاهب و نیز نشریه مسافر کوچولو وارد است که انشاء الله دریک وقت مناسب به تفضیل به آن خواهم پرداخت.

سوم این که هفته نامه شهروند امروز شماره قبلی خود را به موضوع علمای لبنان اختصاص داده بود که در آن شماره طی مصاحبه ای با علامه کورانی ایشان در جواب به شخص مصاحبه کننده که پرسیده بودند که چرا علمای لبنان اهل تساهل و تسامح در امور مذهبی اند گفته بودند در ایران نیز اشخاصی مثل آقای تسخیری و واعظ زاده خراسانی(اگر اشتباه نکنم) و آقای بی آزار شیرازی این گونه اند و نمی توان چنین نسبت نا روایی را به علمای لبنان داد.

خدا را شکر که یک عالم بزرگواری نیز نظر ما رو تائید کرد.خیلی وقت پیش به این مسئله اشاره کرده بودیم که عده ای در سطح دانشگاه ها و حوزه ها به جای اجتهاد در فروع باب خطرناک اجتهاد در اصول را باز کرده اند که باب خطرناکی است و هدف بنده  نیز از ایجاد این وبلاگ مبارزه با وهابیت درون شیعی در سطح دانشگاه مذاهب اسلامی است.

چهارم این که سامانه پیامک وبلاگ تبعیدی ها شروع به کار کرد و انشاءالله سعی می کنم که آخرین اخبار وبلاگ  دانشگاه رو به دوستان اس ام اس بفرستم.

انشاءالله

و دست آخر یک هشدار!

به کلیه اشخاصی که در سطح دانشگاه سعی در انکار شهادت حضرت زهرای مرضیه دارند هشدار می دهیم که در صورت ادامه این روند تاسف بار فتاوای علما و مراجع بزرگ مبنی بر ساقط شدن آن حضرات از عدالت را در وبلاگ قرار خواهیم داد.

حال این بزرگواران خود دانند یا به حرکت در مسیر خلاف نظر علمای بزرگوار و مراجع عظام و رهبر عظیم الشان روحی فداه  و امام راحل ادامه ندهند و یا منتظر اقدامات دانشجویان بسیجی( نه از نوع مسافر کوچولو و ...)باشند.

امیدواریم که کار به این گونه اقدامات نرسد و همه ما دست در دست هم برای ایجاد دانشگاهی نمونه تلاش کنیم.

انشاءالله

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 21:2  توسط تبعیدی  | 

ادعای مسئولین دانشگاه:دعوت بی پاسخ!

نمی خواستم به این زودی وبلاگ رو به روز کنم ولی چندی است که مطالبی رو از برخی عزیزان می شنوم که تعجب می کنم.جدیدا (البته این مسئله ای که میخوام بگم سابق هم داره)آقای بی آزار شیرازی و تعدادی از سفیران تقریب ! ادعا کرده اند که هیچ کدام از دانشجویان مخالف دانشگاه تا به حال برای گفتن نظرات و انتقاداتشون به مسئولین دانشگاه مراجعه نکرده اند!!!

این مطلب به اندازه ای مضحک و خنده دار هست که حداقل صدی نود دانشجویان دانشگاه می توانند شهادت بدهند که تعدادی از دانشجویان در ملا عام و در مراسمات عام و خاص به مناظره با شخص رئیس دانشگاه پرداخته اند.

کلاس های درس نیز که خود مسئله جدایی است.

ولی در همه این موارد دانشجویان فوق با چماق این که شما منافقید طرف شده اند !

امکان دارد که مسئولین دانشگاه ادعا کنند که منظور ما جلسات خصوصی است ! در این مورد هم ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

اولا مسئولین دانشگاه انتظار دارند شبهات خود را در پیش تعداد زیادی از دانشجویان مطرح کنند  ولی جواب آن را در خفا دریافت کنند! عجب انسان های آزاده ای!

ثانیا دانشجویان  منتقد برای این که بهانه در دست مسئولین دانشگاه و حامیانشان نباشد به این امر (مناظره با مسئولین دانشگاه به صورت خصوصی و به اصطلاح پشت در های بسته)نیز اقدام کرده اند که مستندات صوتی و تصویری آن موجود می باشد از جمله آقای موسی وند دانشجوی فاضل که ساعت ها با آقای بی آزار شیرازی به صورت خصوصی مناظره کرده اند و مستندات آن کاملا موجود می باشد .

حتی یکی از علمای بزرگوار به مناظره با شخص آقای بی آزار شیرازی در منزل ایشان پرداخته اند که مستندات آن نیز موجود هست.

با وجود این همه مدارک که ناقض ادعای مسئولین دانشگاه می باشد در مورد ادعای این عزیزان چه می توان کرد؟

آیا مسئولین دانشگاه دروغ می گویند یا دچار نسیان شده اند و یا به همان مصیبتی مبتلا شده اند که دیگران را به آن متهم می کنند که ان المنافقین لکاذبون!

ما امیدواریم که عزیزان دچار نسیان شده باشند زیرا مستندات فراوان را نمی توان انکار کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 18:23  توسط تبعیدی  | 

دانشگاه مذاهب چه خبر؟

شنیده ها حاکی است که چندین هفته متوالی است که دانشجویان اهل سنت دانشگاه مذاهب اسلامی جمعه ها در نمازخانه دانشگاه مبادرت به تشکیل نماز جمعه می کنند!

این دانشجویان گویا به مشروعیت حکومت اسلامی و نماز جمعه ای که ولی امر مسلمین  امام جمعه آن را نصب کرده اند قائل نیستند!

این عزیزان که سال قبل در حضور آقای الهام از مظلومیت خویش در مورد تشکیل نماز جمعه در سفارت پاکستان گله کرده بودند با جواب دندان شکن آقای الهام مواجه شدند.

در حالی که مسئولین مملکت در سفر های خارجی که دارند پشت سر ائمه جمعه و جماعت اهل سنت نماز می خوانند برادران اهل سنت در دانشگاه مذاهب اسلامی حتی به خود اجازه نمی دهند که در نماز جمعه ای که ولی امر مسلمین متصدی برگزاری آن می باشد شرکت کنند!

در حالی که یکی از فلسفه های تشکیل نماز جمعه وحدت بین مسلمانان می باشد برگزاری نماز جمعه های جدا و این هم در این حجم چه معنی می تواند داشته باشد؟!

******

انشاء الله هفته آینده مقاله ای را در نقد جزوه تفاسیر تقریب گرای آقای بی آزار شیرازی در وبلاگ قرار خواهیم داد.

منتظر نظرات برادران ایمانی خویش هستیم.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 18:55  توسط تبعیدی  | 

جشن خوابگاه ها در ایام فاطمیه!

هنوز به خوبی قضیه جشن فارغ التحصیلی را درک نکرده بودیم که یک دفعه دیدیم که امور دانشجویی دانشگاه مذاهب اسلامی جشنی را به بهانه هفته خوابگاه ها تدارک دید!

الان که دارم این مطالب رو مینویسم این جشن در جریان هست و تعدادی از دانشجویان نیز مشغول اجرای تئاتر هستند.

سوالی که ما از عزیزان داریم این است:

آیا ما در ایام فاطمیه اول هستیم یا نه؟

اگر ما در ایام فاطمیه اول هستیم پس جشن خوابگاه ها به چه منظوری است؟!

و اگر در ایام فاطمیه نیستیم پس چرا لباس سیاه پوشیدید و دارید مراسم جشن را مدیریت می کنید؟!!!

نکته جالب اینجا است که آن هایی که مراسم گرفته اند از طرفی دیگر نیز لباس سیاه پوشیده اند و حتی تراکت های عزاداری را در دانشگاه پخش کرده اند!

آقایان مسئول یا رومی رومی یا زنگی زنگی!

این چه مصیبتیه که ما داریم تحمل می کنیم!

دانشجویانی که خود را بسیجی می نامند و در این مراسمات شرکت می کنند باید تکلیف خود را با برخی مسائل روشن کنند.

یا باید مثل حضرت امام (رض) و مقام معظم رهبری تعارف نداشته باشند و در مسائل عقیدتی محکم بایستند و یا بگویند که این لباس (بسیج)برای تن ما زیادی گشاد هست و ما نمی خواهیم متصف به وصف بسیج باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:26  توسط تبعیدی  | 

دانشگاه مذاهب چه خبر؟!

چند روز پیش بود که دعوتنامه شرکت در جشن فارغ التحصیلی ورودی ۱۳۸۲ به دستم رسید اگر چه از حضور در چنین مراسماتی ابا داشتم ولی برای دیدن دوستان قدیم راهی تهران شدم تا در مراسم شرکت کنم. مراسم بعد از ظهر پنج شنبه در اردوگاه شهید باهنر برگزار گردید.

کاش در این مراسم شرکت نمی کردم.

چرا؟

بعد از این که آیاتی از قران توسط یکی از قاریان دانشگاه تلاوت شد و سرود ملی نواخته شد و بعد از سخنان جناب زرهانی که دائم از دانشگاه مذاهب اسلامی به عنوان قطب علمی کشور و فراتر از آن دنیا حرف زد نوبت به مراسم اصلی رسید که گویا هدف و لب لباب مراسم برای آن بود.

یکی از دوستان از بنده پرسید که امسال نیز مثل سال های قبلی مطرب و خواننده در مراسم هست  ؟گفتم با توجه به روحیات مسئولین دانشگاه بعید به نظر می رسد که خبری از مطرب جماعت در این مراسم نباشد!!!

چند دقیقه ای که گذشت چشمتان روز بد نبیند یک دفعه دیدیم که یک هیات بلند پایه از خواهران دانشجو!!!که البته بعدا فهمیدیم که از دانش آموزان مدرسه شرافت بودند برای اجرای مراسم به روی سن رفتند!!!

یکی از دوستان پرسید فلانی؛ میخوان چی کار کنن؟

گفتم نمی دونم شاید به خاطر این که امسال سال نوآوری و شکوفایی هست میخوان بچه ها مطربی نسوان رو هم تجربه کنن!!!

این دوست ما با ناراحتی گفت بعید می دونم همچی کاری بکنند اینقدرا هم بی حیا نیستن!!!

اون طوری که حدث می زدم اتفاق افتاد و همزمان با اجرای موسیقی خواهران مدعو ! نیز شروع به اجرای مراسم کردند.

البته ما تو این دانشگاه مصائب زیادی متحمل شدیم ولی چون جان سخت بودیم تحمل کردیم اما این یکی دیگه نوآوری عجیبی بود.

خواهران ! محترم شروع به خواندن سرود...

حدث بزنید ...

مطمئنم که نمی توانید حدث بزنید !

از ترانه های اون ور آبی نبود .

ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته     خون یارانت پر ثمر(بخوانید بی ثمر) گشته

من و تعدادی از دوستان با تعجب به همدیگه نگاه کردیم و تصمیم گرفتیم که جلسه رو ترک کنیم و بریم بیرون سالن اجلاس سران!!!

تعجب آور این بود که وقتی یکی از دانشجویان از آقای طالبی رئیس رسمی دانشگاه پرسید که این کارا چیه؟آقای طالبی جواب داد که نمی خوان که برقصن!!!

 نه تو رو خدا بیان برقصن!!!چشممون به جمالشون روشن بشه!!!

سوالی که ما از مسئولین دانشگاه داریم این است که شمائی که برای حضور یک دانشجوی خانم در کتابخانه دانشگاه دانشجوی فوق رو تحط الحفظ به کتابخانه میبرید تا چشم نامحرمی به اون نیفته و تحت الحفظ هم بر می گردونید چطوری راضی شدید که دختران معصوم (البته اگر تحت مدیریت عالی شما عصمتشان خدشه دار نشده باشد)جلوی چشم بیش از پنجاه شصت دانشجوی پسر که سوت و کف می زدند و تعدادی از دانشجویان بی ادب نیز فحش های رکیک می دادند به اجرای مراسم بپردازند؟

از آقای بی آزار می پرسیم

آقای بی آزار شما که رساله نوین رو با توجه به نظرات و آراء حضرت امام (سلام الله علیه)تهیه کرده اید آیا  امام  همخوانی دختران دانشجو همراه با موسیقی برای پسران را جایز می دانند؟!

آقای بی آزار شما که چند سال پیش مراسم جشن میلاد امام حسن (ع) را به خاطر مداحی یکی از دانشجویان به نشانه اعتراض ترک کردید چگونه نشستید و این مراسم رو تا آخر تماشا کردید و حظ کافی و وافی رو بردید و اعتراضی هم نکردید؟

آقای بی آزار آیا مداحی برای امام حسن مجتبی (علیه السلام)به نظر حضرت عالی امری غیر علمی و دون شان دانشجو هست ولی اجرای موسیقی دختران برای پسران امری ثواب و پسندیده؟!

آقای بی آزار ! حضرت آقا در مورد ترویج موسیقی می فرمایند:

ترويج موسيقى با اهداف عاليه نظام مقدس اسلامى سازگار نيست.‏(اجوبه الاستفتائات بخش موسیقی)

در حالی که تقریبا نیمی از مراسم به خوانندگی و مطربی و اجرای موسیقی گذشت.

نکته جالب دیگری که در مراسم مشاهده می شد این بود که هنگام اهدای جوایز به کلیه دانشجویان فقه حنفی ورودی ۱۳۸۲ جایزه داده شد!!!

جالب اینکه ورودی فقه حنفی سال ۸۲ سه نفر بودند که به ترتیب به عنوان شاگرد اول و دوم و سوم جایزه گرفتند آن هم لوح تقدیر به همراه ربع سکه آن هم از دست وزیر ارشاد.

حائز اهمیت این که نفر سوم این گروه در سابقه تحصیلی خود دو ترم مشروطی داشته اند!!!

تقریب است دیگر کاریش نمیشه کرد!!!

ما با آقای صفاری هرندی که در این مراسم حضور داشتند هم سخنانی داریم که انشاءالله در وقت مقتضی به آن هم اشاره خواهیم کرد.اگر چه ایشان هنگام اجرای مراسم توسط دختران در مراسم حضور نداشتند ولی سیاست های فرهنگی ایشان را مناسب سیاست های نظام مقدس اسلامی و نیز روش و منش رئیس جمهور مکتبی آقای احمدی نژاد نمی دانیم.

ضمنا دو حسن عمده ای که این مراسم داشت یکی شعر بسیار زیبای آقای موسوی گرمارودی بود و یکی نیز بیانیه دانشجویان ورودی ۱۳۸۲ که توسط سید کامران فتح اللهی قرائت شد و در آن به قسمت هایی از وحدت اسلامی واقعی اشاره شد ه بود(این هم به خاطر این که نگویند ما بی معرفت هستیم!  و خوبی ها را نمی بینیم) اگر چه این دو حسن عمده هم تحت الشعاع قرار گرفت و از اثر افتاد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:12  توسط تبعیدی  | 

کنفرانس وحدت؟!

باز هم به سنت همه ساله کنفرانس وحدت با حضور اندیشمندان جهان اسلام تشکیل می شود.

آقای تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب از دعوت سلفی ها و وهابی ها به این کنفرانس خبر داده و گفته که ما اجازه خواهیم داد آن ها نظرات تندشان را ارائه دهند!!!

انشاءالله که مبارکه!

همه ساله این کنفرانس و کنفرانس های مشابه تشکیل می شود و بدون اینکه به نتیجه خاصی برسد با صرف هزینه های میلیاردی خاتمه می یابد.

تعدادی از دوستان که سال قبل جزو کادر استقبال از میهمانان کنفرانس در هتل استقلال بودند اظهار می داشتند که تعدادی از مدعوین حتی به خود زحمت شرکت در جلسات کنفرانس را نمی دادند و خواب در هتل استقلال را به شرکت در جلسات ترجیح می دادند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:47  توسط تبعیدی  | 

در دانشگاه مذاهب چه خبر؟!

بنا به اطلاعات واصله از دانشگاه مذاهب اسلامی

لپ تاپ امور دانشجویی مفقود و بنا به روایاتی ! دزدیده شده است.مسئول امور مالی دانشگاه (بخوانید رئیس دانشگاه ) زحمت کشیده اند بر این لپ تاپ قیمتی !!! هشتصد هزار تومان قیمت گذاشته و چهارصد هزار تومان آن را از آقای محسن حمزه طلب کرده اند.

گویا این لپ تاپ دست آقای حمزه بوده که بنا به ادعای شاهدان و اخبار واصله این لپ تاپ تحویل امور دانشجویی گردیده است ولی چون کاغذ مکتوبی ! که دال بر تحویل این شی ء قیمتی!!! به امور دانشجویی باشد در دست آقای حمزه نیست ایشان مجبورند که این پول زور را به دانشگاه بدهند.

البته ماجرا به این جا ختم نمی گردد!

گویا یک از کامپیوترهای واحد انفورماتیک نیز به سرقت رفته است ! و باز به سنت گذشته که هر چی سنگه همیشه زیر پای لنگه ! مسئولین دانشگاه به این نتیجه رسیده اند که این دستگاه شبانه به سرقت رفته است تا مسئولیت قضایا به گردن آقای حمزه بیفتد!

مسئولیت واحد انفورماتیک در ساعات اداری با آقای یوسف بی آزار شیرازی فرزند رئیس اسمی ! دانشگاه مذاهب اسلامی و نیز آقای مدنی فرزند اسحق مدنی یکی از اساتید دانشگاه می باشد.

واحد انفور ماتیک بعد از ایام اداری توسط آقای حمزه اداره میشده ولی باز به سنت همیشگی ! باید آقای حمزه مقصر قلمداد گردیده و هزینه را بپردازند!

بابت قطعات به سرقت رفته این کامپیوتر آقای حمزه باید سیصد هزار تومان به دانشگاه بپردازند!

دانشجویان دانشگاه ذاهب اسلامی باید بدانند که سکوت آنان در مورد این ظلم فاحش و آن هم در محیطی که دانشجویان حداقل و بنا به ظاهر علوم اسلامی را میخوانند امری است غیر قابل قبول و نابخشودنی.

همه دانشجویانی که اندک مسئولیتی را بر روی دوش خود احساس می کنند باید به این امر اعتراض کنند.

نکته مهمی که باید اینجا به آن اشاره کنیم آن است که

این مطالب به قلم و به تحریک آقای محسن حمزه نوشته نشده است.

بنده به عنوان مدیریت وبلاگ مسئولین دانشگاه مذاهب اسلامی را به مقدساتی که آن را قبول دارند قسم می دهم که دانشجویی را مورد سوءظن قرار ندهند .

بنده از این طریق از کلیه دانشجویان دانشگاه مذاهب می خواهم که هر گونه اطلاعاتی از هر امر خلافی که در دانشگاه مذاهب اسلامی رخ می دهد با ما در میان بگذارند.

همچنین خوشحال می شویم کهنظرات شما را در مورد وحدت و تقریب اسلامی بدانیم و در وبلاگ منکس کنیم.

دوستان می توانند نظرات پیشنهادات خود را به آدرس ایمیل این وبلاگ به آدرس:

mazahebnews@yahoo.com

ارسال کنند

همچنین دوستان می توانند نظرات خویش را در قسمت نظرات وبلاگ بنویسند و به ما ارسال کنند

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:10  توسط تبعیدی  |